۲/۱۳/۱۳۸۸

شیخ را در نبرد با کیهان تنها نگذاریم

یکی از بزرگترین انتقاداتی که برای مدت ها از سید محمد خاتمی می شد، سکوتش در برابر کارشکنی ها بود؛ هرکدام از ما بارها در در کوچه و خیابان شنیده ایم (و یا حتی گفته ایم) که «خاتمی اگر کمی جرات داشت همه چیز را می گفت» یا «افشا می کرد». اصولا ما ایرانی ها شعار «افشا کن، افشا کن» را دوست داریم؛ ما می خواهیم عناصر پشت پرده افشا شوند؛ مافیای اقتصادی، گروه های موازی اطلاعاتی و نهادهای پنهان امنیتی و خلاصه تمامی دست های پشت پرده افشا شوند؛ اما به محض اینکه کسی جانش را کف دست می گیرد و دست به افشاگری می زند همه سر در گریبان فرو می بریم و کلاهمان را سفت تر می چسبیم که از طوفان به راه افتاده گزندی به ما نرسد.

از سرنوشت عباس پالیزدار اطلاع دقیقی ندارم؛ فقط می دانم کسی که با افشاگری های خود شوک عجیبی به جامعه و فضای سیاسی وارد کرد بسیار راحت به زندان افتاد و در سکوت مجامع خبری تا سر حد مرگ پیش رفت و کارش به سکته و بیمارستان کشید. از افشاگری های پالیزدار و خالی کردن پشت او که بگذریم این روزها مهدی کروبی به نحو دیگری دست به افشاگری زده و یک تنه به سپاه عظیمی حمله کرده است؛ پس از احمد جنتی، این روزها توپخانه شیخ صریح اللهجه اصلاح طلبان سنگر امن برادر شریعتمداری را هدف گرفته است. نبرد سنگینی است؛ شیخ را در این نبرد تنها نگذاریم.

پی نوشت:
حمله اول شریعتمداری به کروبی و نزدیکانش.
پاسخ کیهان به جوابیه کروبی.

تنها با یک کلیک به عضویت «مجمع دیوانگان» درآیید

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر