۱۰/۰۶/۱۳۸۹

جوابیه‌ای به ادعای نشریه داخلی سپاه

دوست ناشناسی لطف کرده و اطلاع داده که در نشریه داخلی سپاه اشاره‌ای هم به این «مجمع دیوانگان» شده است. مطلب را دیدم. (از اینجا بخوانید) مدعی شده است که من به دلیل «عدم ایجاد آشوب خیابانی» به «مردم ایران» توهین کرده‌ام. (اشاره این ادعا به یادداشت «نشانه عقب‌ماندگی» است) در شناسنامه این سایت آمده (از اینجا بخوانید) که صاحب امتیاز آن «معاونت سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» است و سردبیری آن را نیز «مرتضی صفار هرندی» برعهده دارد و بنابر توضیح خود سایت «بصورت روزانه برای خانواده بزرگ سپاه و بسيج منتشر می‌شود». متن زیر جوابیه‌ای است که من برای ادعای این سایت ارسال کردم. از آنجا که چندان امیدی به انتشار این جوابیه ندارم تصمیم گرفتم آن را اینجا هم منتشر کنم:

با سلام

من آرمان امیری، نویسنده وبلاگ «مجمع دیوانگان» هستم. از آنجا که در این مطلب به یکی از نوشته‌های اینجانت اشاره شده است، خواهشمندم که توضیحات بنده را هم در این زمینه منتشر بفرمایید.

1- من در هیچ کجای یادداشت خود مردم ایران را «صریحا عقب‌مانده و جهان سومی» خطاب نکرده‌ام و این مسئله را می‌توانید با یک مراجعه ساده به یادداشت کوتاه من متوجه شوید.

2- اصولا «اظهارات توهين آميز» خطاب به مردم، برای یک وبلاگ‌نویس عایدی ندارد، مخاطب هر رسانه‌ای (از جمله یک وبلاگ کوچک) خود مردم هستند و صاحب رسانه اگر بخواهد مخاطب خود را مورد توهین قرار دهد نتیجه‌ای جز از دست دادن مخاطبش به دست نخواهد آورد. از این منظر بنده و امثال بنده حتی اگر هم در خفا نسبت به مردم کشور خود جسارتی کنیم، بدون تردید چنین جسارتی را به صورت آشکار منتشر نخواهیم کرد.

3- بنده اساسا چندان موافقتی با اعتراضات خیابانی ندارم پس دلیلی هم ندارد که از آرامش نسبی خیابان‌های پایتخت در شرایط فعلی به خشم بیایم. اتفاقا اینجانب از نخستین کسانی بودم که ماه‌ها پیش از وقایع تلخ عاشورای 88 اعتقاد داشتم و اعتقاد خود را هم بیان کردم که «اعتراضات خیابانی کارکرد خود را از دست داده‌اند و باید متوقف شوند». گمان می‌کنم آنان که بیش از هر کس دیگری انتظار هجوم خیابانی شهروندان معترض را داشتند فرماندهان ارشد امنیتی و اطلاعاتی کشور بودند که از همان ساعات اولیه اعلام طرح حذف یارانه‌ها خیابان‌های پایتخت را با انبوهی از نیروهای امنیتی به حالت حکومت نظامی درآوردند.

4- مسئله عقب‌ماندگی یک جامعه و یا پیشرفت دیگری نباید توهین‌آمیز قلمداد شود که اگر بخواهیم اینگونه تصور کنیم باید بپذیریم مسوولین ارشد کشور ما از صبح تا شب مشغول توهین به همه مردم جهان هستند چون مدام تکرار می‌کنند و اصرار دارند ما از اکثر کشورهای جهان (اگر نگوییم همه آن‌ها) پیشرفته‌تر هستیم. همچنین هنگامی که مسوولین حکومتی اعلام می‌کنند که کشور ما در زمان شاه کشوری عقب‌مانده بود باز هم سخنان آن‌ها لزوما نباید توهین به مردم کشور قلمداد شود که بدون تردید هم چنین قصدی ندارند. فارغ از قضاوت در مورد این ادعا، مسئله پیشرفت یک کشور فاکتورهای کاملا علمی و مشخصی دارد که می‌توان آن‌ها را در زمینه‌های توسعه یافتگی اقتصادی، صنعتی، علمی، آموزشی، سیاسی، اجتماعی و حتی هنری بررسی کرد.

5- توسعه یافتگی سیاسی یکی از شناخته‌شده‌ترین معیارهای علمی برای سنجش میزان پیشرفت یک کشور است. مسئله‌ای که حتی به صورت منفی، یعنی با عنوان «نبود توسعه سیاسی» به عنوان یکی از عوامل سرنگونی رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب سال 57 از آن یاد می‌شود. پس از انقلاب نیز در دوران اصلاحات و برای نزدیک به یک دهه طرح «توسعه سیاسی» به صورت کلان در کشور ما در دستور کار دولت قرار گرفت. یکی از بارزترین اشکال توسعه سیاسی، شیوه مداخله مردمی در امور کشور است. این مسئله را می‌توان از چند جهت سنجید. از جنبه انتخاباتی، شیوه حضور مردم را می‌توان به دو دسته کلی «دموکراسی انتخاباتی» و «دموکراسی مشارکتی» تقسیم‌بندی کرد. از جنبه حضور انتقادی نیز می‌توان توسعه یافتگی سیاسی را با ابزارها و زمینه‌های اعتراض سنجید. به بیان دیگر، هرچه در کشوری ظرفیت‌های قانونی بیشتری برای بروز اعتراضات مردمی وجود داشته باشد، می‌توان قضاوت کرد که آن کشور از توسعه یافتگی سیاسی بیشتری برخوردار است. نمونه‌ای از این ظرفیت‌ها در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل 27 تبلور یافته که صراحتا تشکیل اجتماعات و راه‌پیمایی‌ها را آزاد می‌خواند مگر اینکه با حمل سلاح و یا مخل به مبانی اسلامی باشد.

با توجه به جمیع این توضیحات، ادعای این جانب برای مقایسه کشورهای توسعه‌یافته با کشورهای عقب‌مانده برپایه نحوه بروز اعتراضات در آن‌ها نه تنها یک توهین ناشی از خشم نیست، بلکه یک تحلیل واقع‌بینانه از شرایط اجتماعی کشور است که بخشی از آن ناظر به «دموکراسی انتخاباتی» است و بخش دیگر ناظر به نهادینه نشدن فرهنگ اعتراض مدنی و نبود اصناف و تشکیلات مردمی است.

6- در نهایت اینکه بنده هیچ گونه فراخوانی از جانب آقایان موسوی و کروبی مبنی بر اعتراض مردمی به طرح حذف یارانه‌ها مشاهده نکرده‌ام و گمان هم نمی‌کنم چنین فراخوانی صادر شده باشد. ای کاش در میان نگارندگان «با بصیرت» این رسانه، عزیزانی پیدا شوند که جهان را از دریچه چشمانشان نگاه کنند و نه از دریچه بصیرت خودپنداشته ذهنی. آنچه حضرات گرامی موسوی و کروبی بدان اشاره کردند و به باور اینجانب نیز کاملا منطقی و متین بود، تنها اظهار نگرانی از وضعیت بد اقتصادی کشور و فشار روزافزون بر توده مردم بود. حال تا زمانی که شما تلاش کنید مسایل را برای خود وارونه مطرح کنید و اساسا به انتقاد و سخن مخالف گوش ندهید که چه می‌گوید، به گمان من چندان نمی‌توان امید داشت که پند و اندرز و انتقاد دلسوزانه راه به جایی ببرد که همگان می‌دانیم: «هیچ گوشی ناشنواتر از گوشی نیست که نمی‌خواهد بشنود».

با سپاس

پی نوشت:
به نظر می رسد این ارتش سایبری سپاه و بسیج چیزی جز یک دستگاه کپی پیست نیست. البته شاید هم کمی زیرکانه تر باشد و به جای چهارتا عمله ظلم که بنشینند و از روی هم نسخه برداری کنند، یک شبکه به هم پیوسته تشکیل شده باشد که با انتشار مطلب بر روی اولین سایت، همه سایت های مشابه به روز شوند و خلاصه فضای مجازی را به تسخیر سربازان گمنام درآورند. خلاصه اش اینکه ادعاهایی که در بالا به آن اشاره شد، علاوه بر وبسایت مذکور در رجانیوز، بولتن نیوز، شبکه ایران، بچه های قلم، خبرگزاری خبرنگاران آزاد ایران، پایگاه هم اندیشی یاران انقلاب و ... بانشر شده است. روی هم رفته با یک جست و جوی ساده (از اینجا ببینید) می توان تخمین زد تا این لحظه این مطلب 628 بار بازنشر شده است!