۹/۱۸/۱۳۸۹

محسن کدیور و نگاه آینده نگر به نظرات وحید خراسانی

آیت الله وحید خراسانی، یکی از بزرگ ترین مراجع حال حاضر ایران (اگر نگوییم بزرگ ترین آنها) و از معتقد به دخالت نکردن دین در دولت و یا دولت در دین است و طبیعتا به همین پشتوانه از مخالفین نظریه «ولایت فقیه» به حساب می آید. باوری که حتی باعث شد علی رغم تمامی فشارهای وارده، در جریان سفر اخیر آقای خامنه ای به قم از دیدار با ایشان خودداری کند. با این حال، این مرجع سرشناس غالبا خاموش، به تازگی اظهار نظری جنجالی کرده (از اینجا بخوانید) و به نوعی مسوولان صدا و سیمای کشور را تهدید کرده است که اگر سیمای «ابوالفضل العباس» در جریان سریال مختارنامه به تصویر کشیده شود، جوانان حسینی را به واکنشی محشرگونه فراخواهد خواهند: «اگر چنین غلطی بکنند بدانند که تاسوعای امسال، غیر از تاسوعاهای هر سال است. در اثر این صحبت غلط، باید جوان های غیرتمند فانی در قمر بنی هاشم(ع)، روز تاسوعای امسال، محشری برپا کنند در عزای قمر بنی هاشم(ع) تا بگویند ای دست‌بریده کربلا..! ای فرق سر پاشیده از عمود در راه خدا..! تو، تو بالاتر از اینی». تهدیدی که شاید بتوان ادعا کرد کم از حکم جهاد ندارد!

مسئله بدون تردید غیر سیاسی است. اصولا این مرجع تقلید آدمی غیر سیاسی است. نه ماجرا به خصومت با حاکمیت باز می گردد و نه اعتراضات و درخواست های عمومی. هرچه هست تنها در تقابل اندیشه های یک مرجع مذهبی سنتی با مقتضیات زمانی خلاصه می شود. اما بدون تردید، این مسئله می توانست (و احتمالا می تواند) مورد استقاده و یا سوءاستفاده بسیاری از مخالفان حاکمیت قرار گیرد تا با دامن زدن به این اختلاف، در صدد ضربه زدن به حکومت برآیند؛ اما آیا مصلحت بلندمدت مخالفان حاکمیت در گرو حمایت از چنین اظهاراتی است؟

وحید خراسانی تهدید کرده است که صدا و سیما حتی حق ندارد چهره فردی را نشان دهد که در باورهای اهل تشیع هم جزو 14 معصوم به حساب نمی آید. جدا از این مسئله، ایشان تهدید کرده اند که اگر تشخیص شخصی ایشان اعمال نشود و به کرسی ننشیند، گروهی را به آشوب فرا می خوانند. به باور من، در این جبهه فرضی مسئله حمایت از حاکمیت یا مخالف آن نیست. بلکه حمایت از یک اندیشه متحجرانه و یا رد آن است، مستقل از اینکه اینجا چه کسی در جایگاه تحجر قرار گرفته و چه کسی متهم به ساختار شکنی شده است.

نامه محسن کدیور (از اینجا بخوانید) به باور من نمونه ارزشمندی از نگاه خردمندانه به این اختلاف است. آقای کدیور به خوبی در این نامه تمام دغدغه هایی را که به ذهن من می رسد مطرح ساخته اند. در ابتدا و با زبان فقهی خودشان از جناب وحید خراسانی می پرسند که بر مبنای کدام بنیان فقهی درخواست کرده اید که تصویر ابوالفضل پخش نشود؟ و در عین حال تلاش کرده اند تا برای این مرجع سنتی برخی ویژگی ها و مقتضیات جامعه مدرن را تشریح کنند. در واقع آقای کدیور، در این بخش از نامه، بدون اندیشیدن به این حقیقت که این اظهارات به صورت غیرمستقیم دفاع از عملکرد صدا و سیمای کودتا است، از آنچه گمان کرده اند درست است سخن گفته اند و دفاع از «مصلحت بلندمدت» را به «سیاست ورزی کوته بینانه» ترجیح داده اند.

در بخش های دیگری از همین نامه، آقای کدیور لب به گلایه ای ریشه ای تر گشوده و از وحید خراسانی می پرسد که آیا به تصویر کشیده شدن ابوالفضل اهمیتی بالاتر از به خاک و خون کشیده شدن جوانان وطن و یا حبس و زندان و شکنجه دارد؟ پرسشی که من گمان می کنم پاسخ نهایی مرجعیت شیعه بدان تا حدود زیادی می تواند تکلیف جایگاه این نهاد را در آینده کشور ما مشخص سازد.