۲/۲۶/۱۳۹۰

کسی دلش به حال شفافیت نسوخته

این روزها «مجتبی واحدی» ابرمرد شفاف‌سازی جنبش سبز شده است. مردی که احتمالا با صداقت و از سر شیفتگی به شفاف‌سازی در برخورد با فعالان جنبش زبان به انتقاد از شورای هماهنگی راه سبز امید باز کرده است و حالا در صدر فهرست اخبار قرار دارد. من برای ایشان نوشتم «آقای واحدی، شما به گفتمان موسوی و کروبی تعلق ندارید». حرف من تنها این بود که آقای واحدی مواضع آقای کروبی را تحریف کرده‌اند (که کرده‌اند و دروغ گفته‌اند و من از این مسئله نمی‌گذرم)، اما حالا که می‌بینم قرار است به اسم «شفاف‌سازی» و «صراحت» باد زیر قبای ایشان بیفکنند و هر انتقادی از ایشان را مصداق تخریب شخصیت قلمداد کنند این بار به شیوه دیگری جواب می‌دهم.


1- چه کسانی خواستار شفاف‌سازی در ترکیب شورا بودند؟


اولین واکنش من در برخورد با خبر اعلام وجود «شورای هماهنگی راه سبز امید» پرسش از ترکیب و اعضای آن بود. (یادداشت «شورای هماهنگی راه سبز امید کیست؟» را از اینجا بخوانید) آن زمان خطاب به تمام دوستان و فعالان جنبش نوشتم: «پرسش من از تمامی دوستانی که بیانیه این شورا را به مصداق درخواست مستقیم موسوی و کروبی قلمداد کرده و از هم اکنون برای راهپیمایی آماده می‌شوند این است که چه شناختی نسبت به این شورای نوپا دارند؟ آیا این شورا از خود مرام نامه‌ای منتشر کرده؟ آیا هدف و یا اهداف مشخصی برای مسیر حرکت خود اعلام کرده؟ آیا اصلا معلوم است که اعضای آن را چه کسانی تشکیل می‌دهند؟ آیا این شورا از داخل ایران رهبری می‌شود؟ آیا هیچ ارتباطی میان این شورا و رهبرانی همچون موسوی و کروبی وجود دارد؟» اما کسی گوش شنوا نداشت.


دومین یادداشت من در همین مورد «دو خواسته در برخورد با شورای هماهنگی راه سبز امید» بود. دو خواسته مشخص من از شورا این بود: «1- معرفی هرچه سریع‌تر اعضای این گروه، آن هم به صورتی که از تمامی طیف‌های فعال در جنبش نماینده‌ای را شامل شود. 2- تعیین مطالبات و اهداف مورد نظر با توافق تمامی اعضا به نمایندگی از تمامی جریانات حاضر در جنبش سبز». این بار دیگر نه تنها کسی همراهی نکرد که حتی به تخریب شورا هم متهم شدم اما همچنان دست بر نداشتم و در یادداشت «انتشار منشور جنبش و تداوم بلاتکلیفی مطالبات» بار دیگر انتقادات خود را پی‌گیری کردم تا در نهایت اقدامات شورا یکی از دو خواسته من را برآورده ساخت: «و سرانجام مطالبه» را نوشتم اما به نظر می‌رسید که دیگر هیچ کس پی‌گیر مشخص شدن ترکیب شورا نیست پس این موضوع مسکوت ماند.


اما در همان زمان آقای واحدی در مشغول چه کاری بودند؟ آیا ایشان آن موقع هم دم از شفافیت شورا می‌زدند؟ نخیر؛ نمی‌زدند. چرا؟ چون ایشان آن زمان امید داشتند عضو شورا باشند؛ یا اینکه واقعا آن زمان عضو بودند و یا اینکه دست کم می‌توانستند در رسانه‌ها خود را یکی از اعضای شورا معرفی کنند. به موارد زیر دقت کنید:


الف) ایشان در تاریخ 1 اسفند و در گفت و گو با رادیو فردا «از برنامه شورای هماهنگی راه سبز امید برای ادامه تجمعات خبر» می‌دهند و بدین ترتیب از جانب سایت‌های منتشر کننده خبر «عضو شورای هماهنگی راه سبز امید» خوانده می‌شود. (از رادیو فردا بخوانید) همین خبر به صورت کامل و با ذکر همان عنوان «عضو شورای هماهنگی راه سبز امید» در چندین سایت دیگر از جمله «دانشجو نیوز» (اینجا) «Iran Interview» (اینجا) و حتی «راه سبز» (آرشیو گوگلی را اینجا ببینید) منتشر می‌شود اما آقای واحدی هیچ گاه چنین سمتی را تکذیب نمی‌کنند.


ب) پس از آن جناب واحدی در گفت و گوی خود با سایت دویچه وله به گونه‌ای برخورد می‌کند که گویا سخنگوی شورا هستند. با توجه به اخبار پیشین خبرنگار دویچه وله نیز در این مورد تردید نمی‌کند و مواضع شورا و تفسیر فراخوان آن‌ها برای راهپیمایی 10 اسفند را از وی جویا می‌شود و ایشان هم جواب می‌دهند. (از اینجا بخوانید)


ج) همه این‌ها به کنار، آقای واحدی در جریان یک گفت و گوی زنده رادیو فردا «شورای هماهنگی راه سبز امید» را «گروهی از مشاوران و هم فکران نزدیک آقایان مهدی کروبی و میرحسین موسوی» می‌خواند «که از این پس و با محدودیت هایی که برای رهبران جنبش سبز پیش آمده فعال تر از گذشته در صحنه حاضر خواهد شد». (اینجا) ناگفته پیداست که این سخن در تضاد کامل با ادعاهای اخیر ایشان است که گفته‌اند «نه بنده و نه هيچ کدام از نزديکان آقای کروبی عضويتی در «شورای هماهنگی راه سبز امید» ندارند.». (از اینجا بخوانید) آیا من حق ندارم از ایشان بپرسم چرا با چنین تناقض‌گویی‌هایی باید صداقت را بپذیرم؟


2- آیا واحدی خواستار شکسته شدن انحصار طلبی اصلاح‌ طلبان* است؟


زمانی که در یادداشت «دو خواسته در برخورد با شورای هماهنگی راه سبز امید» خواستار شفاف‌سازی در ترکیب اعضای شورا شدم، بلافاصله تاکید کردم «... اگر قرار بر انتخاب یک شورای راهبری در غیاب رهبران جنبش باشد دیگر نه لزومی دارد و نه اساسا مطلوب است که این شورا هم به یک طیف از فعالان جنبش محدود شود. حرف من این است که شورای هماهنگی راه سبز امید، اگر بخواهد مسوولیت هماهنگی جنبش را در غیاب رهبران آن بر عهده بگیرد باید از همه طیف‌های فعال جنبش اعضایی را در خود جای دهد که البته تعداد این اعضا می‌تواند تناسبی با وزن این گروه‌ها داشته باشد. با این حال من هرقدر که می‌توانم بپذیرم میرحسین موسوی تنها از حفظ نظام جمهوری اسلامی و اجرای بدون تنازل قانون اساسی سخن بگوید، نمی‌توانم بپذیرم در نبود او کار به دست گروهی از اصلاح‌طلبان مذهبی بیفتد که آن‌ها هم تنها سنگ همین جریان را به سینه بزنند...»


من هنوز هم بر سر همان نظر خود هستم و امیدوارم شورا ضمن شفاف‌سازی در ترکیب اعضای خود، گروه جدیدی با دیدگاه‌هایی متفاوت را به این فهرست بیفزاید. اما آقای واحدی که به نظر می‌رسد حرف دل این گروه‌های بیرون مانده از ترکیب شورا را بر زبان رانده‌اند چه می‌گویند؟ ایشان درست در شرایطی که به درستی اشاره می‌کنند که خواست همه جریانات فعال در جنبش به قانون اساسی فعلی محدود نمی‌شود، مدام تاکید می‌کنند که کروبی در شورا نماینده ندارد. در واقع ایشان هیچ نشانه‌ای بروز نمی‌دهند که برای مثال نسبت به نبود چهره‌های غیرمذهبی، گروه‌های چپ‌گرا و یا فعالان حقوق زنان در ترکیب شورا اعتراضی داشته باشند. من کاملا به خودم حق می‌دهم که از این سخنان برداشت کنم که تمام مشکلات آقای واحدی با عضویت شخص خودشان در شورا حل می‌شود!


خلاصه کلام:

من می‌گویم در این موج جدید رسانه‌ای کمتر کسی دلش برای شفاف‌سازی شورای هماهنگی می‌سوزد. امثال سایت «خودنویس» که طبیعی است با دمشان گردو بشکنند. اینان اگر امروز «درود بر شرف» واحدی می‌فرستند به دلیل صراحت و صداقت واحدی نیست. بلکه خوشحال‌اند که باز هم دستمایه‌ای برای موش دواندن در کار جنبش پیدا کرده‌اند تا یک دو روز دیگر نیز به حیات خود ادامه دهند. اما مشکل کار کجاست؟ من در درجه نخست انتقاد را به شورا وارد می‌دانم. اول بدین جهت که از همان ابتدا ترکیب اعضایش را شفاف مشخص نکرد. با فرض اینکه یک گروه از این افراد در ایران حضور دارند، دست کم باید اعضای خارج از کشور به صورت کامل معرفی می‌شدند. پس از آن هم باید از گروه‌های دیگر عده‌ای به شورا فرا خوانده می‌شدند تا ترکیب نظرات شورا به مانند نظرات تنوع نظرات فعالان جنبش متنوع شود. در نهایت اگر خردمندی، تجربه و کاردانی لازم در شورا وجود داشت، وقتی اعضا مشاهده می‌کردند که جناب واحدی با بهره‌گیری از عنوانی که کسب کرده اصرار دارد داخل شورا شود، یک سمت عضویت هم به ایشان می‌دادند تا اینگونه به دنبال جنجال سازی خبری نیفتد. علی رغم بی‌تجربگی آقای واحدی و تردیدهای قابل درک در مورد حسن نیت و صداقت ایشان که در این ماجرا کاملا نمایان شد، باز هم من گمان می‌کنم عضویت چنین فردی در شورا بسیار کم هزینه‌تر از این بازی‌های رسانه‌ای است. آنجا در نهایت دیگر اعضای شورا می‌توانند ایشان را کنترل کنند.


یک درد دل وبلاگی:


همچنین از زمان انتشار یادداشت پیشین، انتقاد مداوم و مکرری که دریافت می‌کنم «اتهام» انحصارگرایی اصلاح‌طلبان مذهبی است. من نمی‌توانم انتظار داشته باشم هر کسی که یک یادداشت من را می‌خواند به پیشینه این وبلاگ مراجعه کند و با تمامی دیدگاه‌های من آشنا شود و پس از آن اظهار نظر کند، اما می‌تواند این انتظار را داشته باشم که هر خواننده‌ای به جای قضاوت کردن بر پیش‌فرض‌های تکراری و روزمره ذهن خود، به سخن دقیق متن دقت کند و اگر انتقادی هست نسبت به همان متن وارد کند. متاسفانه بیشتر انتقاداتی که من با آن‌ها مواجه شده‌ام همچون خانه‌های پیش‌ساخته‌ای هستند که گویا برای یادداشت من طراحی نشده‌اند، بلکه یک متن ثابت هستند که زیر هر نظر و یادداشت مخالفی می‌توانند کپی شوند. دردناک‌تر از همه این ادعاست که «شما طاقت حرف مخالف را ندارید».


من برای دوستانی که چنین انتقادی وارد می‌کنند فقط می‌توانم تاسف بخورم که حتی معنای حرفی را که بر زبان می‌آورند نمی‌دانند. از نگاه این دوستان مثلا اگر «اکبر گنجی و محسن سازگارا و علی‌رضا نوری‌زاده» (این سه اسمی است که در یکی از کامنت‌ها ذکر شده) به هر کسی هر حرفی که دلشان می‌خواهد بزنند فقط «ابراز نظر شخصی» کرده‌اند و در این راه آزادند و کلا حرف زدن حق ایشان اشت، اما اگر برای مثال بنده وبلاگ نویس نظرات این بزرگواران را نقد کنم «طاقت حرف مخالف را ندارم» و حجمه رسانه‌ای به قصد سرکوب و انحصار‌طلبی انجام داده‌ام!


پی‌نوشت:
* به تعداد یادداشت‌هایی که در آن‌ها به «اصلاح‌طلبان» اشاره کرده‌ام گفته‌ام و باز هم می‌گویم که «اصلاح‌طلبی» یک اسم خاص نیست. با این حال و از آن‌جا که در جامعه رسانه‌ای کشور این عنوان صرفا برای اشاره به یک گروه خاص از اصلاح‌طلبان مذهبی فعال در دولت خاتمی به کار می‌رود، من هم اینجا از چنین تعبیری استفاده می‌کنم.