۱۱/۰۹/۱۳۸۹

آیا افسوس‌های تاریخی باز هم تکرار می‌شوند؟

من از آن گروه هستم که افسوس می‌خورد چرا روند اعتراضات مردمی در سال 57 با خروج شاه از ایران و روی کار آمدن دولت بختیار متوقف نشد و به انقلاب 22 بهمن رسید. بحثی بر سر دلایل و ریشه‌های آن ندارم چرا که بیشتر صاحب‌نظران، بدون هیچ قضاوت ارزشگذارانه‌ای توقف اعتراضات مردمی در آن مرحله را «غیرممکن» می‌دانند. با این حال همچنان گمان می‌کنم در این افسوس تاریخی تنها نیستم. اگر شما جزو گروهی هستید که علی رغم گذشت 30 سال از انقلاب 57 همچنان از وقوع آن حمایت می‌کنید، بر سر این احساس با من شریک نخواهید بود و شاید باید گفت و گو را به زمان دیگری موکول کنیم. اینجا من تنها به پشتوانه این باور خود می‌خواهم امیدوار باشم که اعتراضات مردم مصر به وقوع یک انقلاب تمام عیار، همچون انقلاب 57 ایران ختم نشود.

حسنی مبارک، رییس جمهوری مصر روز گذشته و برای نخستین بار پس از آغاز اعتراضات گسترده با مردم کشورش سخن گفت. (از اینجا بخوانید) وی کابینه خود را منحل کرده و در یک سخنرانی تلویزیونی به مردم مصر وعده داد برای اصلاحات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تلاش کند. گمان می‌کنم من هم امروز با تمام کسانی که اعتقاد دارند دیکتاتورها معمولا دیر عقب‌نشینی می‌کنند موافق باشم. دیکتاتور مصری هم خیلی دیر «صدای انقلاب» مردم خود را شنید و با توجه به پیشرفت خیره‌کننده اعتراضات مردمی در مصر، احتمال چندانی برای بقای حکومت حسنی مبارک باقی نیست. اما این قضاوت سبب نمی‌شود تجربه تاریخی خود را فراموش کرده و همچنان امیدوار نمانم که مردم مصر از اشتباه 30 سال پیش ایرانیان درس عبرت نگیرند.

به گمان من یکی از تفاوت‌های اصلی مصر با تونس، ریشه‌دار بودن احزاب مخالف در این کشور است که توانایی رهبری اعتراضات و جهت دهی به آنان را خواهند داشت. حتی چهره شناخته شده‌ای همچون محمدالبرادعی در این مقطع حساس می‌تواند نقش تعیین کننده‌ای ایفا کرده و برای انتقال آرام و بدون خشونت قدرت وارد عمل شود. هرچند صرف حضور این اپوزوسیون قدرتمند به تنهایی برای عبور از بحران کفایت نمی‌کند بلکه بلوغ فکری و تجربی نیز لازم است تا اشتباه رهبران مخالف ایرانی تکرار نشود. به گمانم سرنوشت مردم مصر نیز به مانند سرنوشت مردم ایران از یک قانون نانوشته تبعیت خواهد کرد: «همان قدر به دست می‌آورید که شایستگی‌اش را در خود ایجاد کرده‌اید». امیدوارم مردم مصر شایستگی و ظرفیت یک دموکراسی تمام عیار را در جامعه خود ایجاد کرده باشند، هرچند چندان بدان باور ندارم.