۱۱/۰۹/۱۳۸۹

اگر مستبدین می‌توانند، چرا آزادی خواهان نتوانند

- در دهه پنجاه شمسی، فلسطین و مبارزان فلسطینی همواره یکی از بزرگترین پشتیبانان انقلابیون ایرانی بودند که هم از نظر مالی و هم از نظر آموزش‌های نظامی آنان را حمایت می‌کردند. گروه‌هایی مثل سازمان مجاهدین خلق و نهضت آزادی روابط گسترده‌ای با مبارزان فلسطینی داشتند و به پشتوانه همین روابط گسترده بود که به دنبال پیروزی انقلاب ایران یاسر عرفات بلافاصله وارد کشور ما شد و جمله معروف خود را به زبان آورد: «به اسراییلی‌ها گفتم آمریکا برای خودتان، ایران برای من کفایت می‌کند»!

- سال‌ها پس از آنکه ارنستو چه‌چگوارای آرژانتینی نقشی حیاتی در پیروزی انقلاب کوبا ایفا کرد به تعدادی از کشورهای آفریقایی رفت تا آنان را نیز در مبارزه با استبداد یاری کند. وی بعدها در بولیوی کشته شد. چند سال بعد فیدل کاسترو نیروهایی را به آفریقای جنوبی ارسال کرد تا علیه نظام آپارتاید مبارزه کنند. نتیجه کار آنچنان بود که نلسون ماندلا گفت: «اگر مبارزان کوبایی نبودند، ما آزادی امروز را نداشتیم».

- به تازگی خبری منتشر شده که بر پایه آن، محمود عباس، رییس جمهوری فلسطین از تاجری ثروتمند خواسته است تا برای کمک به مخالفان دولت محمود احمدی‌نژاد در ایران 50 میلیون دلار به تشکیل یک شبکه رادیویی اختصاص دهد. (از اینجا+ بخوانید) اولین واکنش من نسبت به این خبر تحسین ابومازن، چریک پیر و رهبر کارکشته فلسطینیان بود. به گمانم رسید که پس از سال‌ها بار دیگر موج جدیدی از فعالیت میان آزادی‌خواهان شکل خواهد گرفت. اگر جمهوری اسلامی حق دارد نیروهای حماس را علیه تشکیلات خودگردان فلسطین مسلح کند، چرا تشکیلات خودگردان حق نداشته باشد برای آزادی‌خواهان ایرانی یک شبکه رادیویی راه‌اندازی کند؟ خلاصه‌اش اینکه من گمان می‌کنم تمامی آزادی‌خواهان جهان می‌توانند با حفظ استقلال رای و عمل خود، با یکدیگر پیوند برقرار کرده و از حمایت‌های هم بهره‌مند شوند.

- مهندس موسوی امروز و در واکنش به خبر کمک مالی محمود عباس متنی را منتشر کرده است. (از نوروز+ بخوانید) هدف اصلی ایشان رد اتهام تکراری دریافت کمک‌های مالی از جانب بیگانگان است که گه گاه مطرح می‌شود و خبر جدیدی نیست. در اینکه برای مقابله با خبرسازی‌ها و تخریب چهره‌های حاکمیت باید همواره به گوش بود و به موقع واکنش نشان داد تردیدی ندارم؛ اما آنچه من را به حیرت فرو برد و به ناگاه چیزی را در درون قلبم فرو ریخت لحن کلام مهندس موسوی در هنگام نام بردن از محمود عباس بود. میرحسین در این نامه کوتاه ابومازن را فردی قلمداد کرده که «کوس رسوایی او بر سر هر کوی و برزن زده شده» است. اشاره ایشان چه به کلیت عملکرد محمود عباس باز گردد و چه بهانه‌اش اطاعات تازه منتشر شده از مذاکرات پشت‌پرده باشد برای من تفاوتی نمی‌کند. باور دارم که مهندس موسوی کمال بی‌انصافی را در حق ابوعباس روا داشته است. عجیب‌تر برایم اینجا است که در روزهای تبلیغات انتخاباتی، مهندس موسوی در یکی از بهترین موضع‌گیری‌هایی که من به یاد دارم اعلام کرده بود که در مورد مسئله فلسطین از خواست مردم این کشور حمایت می‌کنیم. ادعایی که نتیجه آن نمی‌توانست چیزی جز حمایت از تشکیلات خودگردان فلسطین به رهبری محمود عباس و روند مذاکرات صلح باشد. اما امروز به ناگاه لحن مهندس تا بدین حد تغییر کرده است!

- حرف آخر اینکه فارغ از مصداق مشخص محمود عباس، من باور دارم تمامی مردم جهان می‌توانند و ای بسا که باید به آزادی‌خواهان دیگر کشورها (از جمله ایران) کمک کنند، کما اینکه تا کنون هم کمک کرده‌اند. این مسئله موضوعی نیست که بخواهیم از آن فرار کنیم و یا همچون لکه ننگی از آن دوری بجوییم. اگر ننگی هست باید دامان حکومتی را بگیرد که از آشوب، تروریسم و هرج و مرج در کشورهای دیگر حمایت می‌کند.