۱۰/۲۵/۱۳۸۹

اپوزوسیون باقی بمان و طلبکار باش!

زمانی که محمود احمدی‌نژاد در یک برنامه مستقیم تلویزیونی حاضر شد تا رسما آغاز طرح حذف یارانه‌ها را اعلام کند، متن سخنانش من را به این تردید انداخت که آیا این فردی است که برای ششمین سال پیاپی قدرت اول اجرایی را در کشور به دست دارد و یا رهبر یکی از تندروترین گروه‌های اپوزوسیون است که به صدا و سیما راه پیدا کرده؟ احمدی‌نژاد در میان سخنانش در حالی که تلاش می‌کرد بغضی را در گلویش ترسیم کند از کودک دوازده ساله‌ای گفت که سال‌‌ها میوه نخورده بود و کفش پاره‌ای به پا داشت. آن لحظه تنها چیزی که به ذهن من رسید این بود که در حدود 6 سال از این سال‌های بدون میوه و کفش پاره در دوران ریاست‌ احمدی‌نژاد بر دولت سپری شده است. پس حالا احمدی‌نژاد آمده تا به تقاص این همه بی‌عدالتی گریبان چه کسی را بگیرد؟

اسفندیار رحیم مشایی نیز در جدیدترین سخنان خود تصریح کرده است: «بالای تریبون و منبر حرفهای خیلی قشنگی می زنیم و در واقع حرف های ما مبتنی بر وحی و حرف پیامبر، انبیاء و ائمه است و مبانی فلسفی و ارزشی خیلی قوی دارد و همه تحسین می‌کنند و می‌گویند درست می‌گویی». وی در همین سخنرانی ادامه داده است: «در صحنه عمل فاصله بسیار است و اگر در صحنه عمل و اجرا و کارنامه عملی بخواهیم ارزیابی کنیم، نمره جامعه بسیار بسیار پایین است ... وضعیت انضباط و مقررات در جامعه ما در کدام سطح است؟ ... فاصله نگاه ارزشی ما با کاری که دست، چشم و گوش ما انجام می‌دهد، خیلی زیاد است ... هم اکنون اگر قانونی بود که حجاب الزام ندارد، چند درصد خانم‌ها با حجاب بودند؟ ... چرا هزاران منبر نصیحت و خطابه تأثیر لازم را نداشته است؟» (از اینجا بخوانید) گمان می‌کنم اگر کسی متن این سخنان را در اختیار من قرار می‌داد و مدعی می‌شد که یکی از رهبران مخالفان آن‌ها را مطرح کرده کاملا می‌پذیرفتم. اما جالب اینجا است که این سخنان متعلق به کسی است که همواره در قدرت بلامنازع احمدی‌نژاد شریک بوده است.

سال‌ها پیش وقتی از سیدمحمدخاتمی خواسته شد تا رهبری جنبش اصلاحات را بپذیرد وی استدلال کرد که رییس جمهور قانونی کشور است و نمی‌تواند به صورت هم‌زمان رهبر منتقدین هم باشد. حال به نظر می‌رسد احمدی‌نژاد خیلی خوب از این تجربه تاریخی درس گرفته است. پس از یک سو تلاش می‌کند قدرت خود را روز به روز بیشتر در حاکمیت تثبیت کرده و حتی به دیگر قوای مستقل کشور تحمیل کند، و از سوی دیگر به هیچ وجه عرصه انتقاد از وضع موجود را رها نمی‌کند و دست از سر نقش منتقد همیشگی بر نمی‌دارد تا همچنان بتواند به جای پاسخ‌گویی نسبت به ضعف‌های کشور در برابر آن‌ها طلبکار باقی بماند.