۲/۰۵/۱۳۹۰

این من هستم؛ شبان این رمه سرگشته!

رهبری اعلام کرده است «تا زنده‌ام نمی‌گذارم حرکت مردم منحرف شود». (از اینجا بخوانید) نمی‌دانم برداشت خود ایشان از این سخن چه بوده است. من دو برداشت متفاوت می‌توانم تصور کنم. برداشت خوش‌بینامه اینکه ایشان نگران هستند یک عده بخواهند حرکتی را که مردم آغاز کرده‌اند منحرف کنند. برداشت بدبینانه اینکه ایشان حتی خود مردم را هم شایسته تصمیم‌گیری در مورد این تغییر مسیر نمی‌دانند و رسما اعلام می‌کنند که به تنهایی در برابر تمامی مردم خواهند ایستاد.


حتی اگر با نگاه خوشبینانه هم به ماجرا نگاه کنیم می‌توانیم بپرسیم این «یک عده انحراف‌چی» چه کسانی هستند؟ به نظر نمی‌رسد مخالفان فعلا در ساختار حاکمیت نفوذی داشته باشند. معدود اعتراضات آن‌ها هم با سرکوب و زندان پاسخ داده می‌شود و از این جهت به نظر می‌رسد نظام «فتنه سبز» را به گور سپرده است. این زاویه نگاه حاکمیت در کنار جنجال‌های این روزها بر سر استعفای وزیر اطلاعات نشان می‌دهد که روی سخن جناب رهبر با کسان دیگری است. یعنی آنان که در حکومت حضور دارند.


محموداحمدی‌نژاد، بنابر روایت حاکمیت، منتخب 24 میلیون ایرانی است که او را برای ریاست بر دولت انتخاب کرده‌اند. حالا مقام رهبری به این منتخب میلیونی اجازه نمی‌دهد که وزرای کابینه‌اش را در چهارچوب بدیهی‌ترین و طبیعی‌ترین اختیارات خود تغییر دهد. آقای خامنه‌ای آشکارا پا را از دایره وظایف و اختیارات قانونی‌اش فراتر می‌گذارد تا آن سخن تاریخی سیدمحمدخاتمی را یادآوری کند: «گروهی رییس جمهور را یک تدارکاتچی می‌خواهند».


به نظر می‌رسد این روزها اندک ابرهای تردید و ابهام از آسمان سیاسی کشور خارج می‌شوند و این را مدیون رهبری هستیم که پرده برانداخته و آشکارا به تمامی مردم و فعالان سیاسی گوش‌زد می‌کند که تا من زنده هستم تنها این من هستم که تصمیم می‌گیرم. خواه در مورد سیاست‌های کلی نظام، خواه در مورد عزل و نصب مدیران و خواه در مورد نام‌گزاری خودروهای تولید شده در کشور! از نگاه رهبر نظام حرکت مردم تنها تا زمانی در مسیر درست است که مطابق با دستورات او به پیش رود. این سرانجام طبیعی تمامی کسانی است که خود را دارای «ولایت مطلق» بدانند.