۱/۲۸/۱۳۹۰

کوتاه در باره جدایی نادر از سیمین – 2

به تیتراژ ابتدایی فیلم دقت کردید؟ ساده‌ترین تعبیر شناسنامه برای من «هویت» است. وقتی از همان آغاز شناسنامه‌ها را یکی پس از دیگری روی دستگاه کپی قرار می‌دهند من با خودم می‌گویم داستان به هویت باز می‌گردد. بعد تلاش می‌کنم تا از میان شناسنامه‌های مختلف چیزی دستگیرم شود. ترتیب خاصی ندارند. بعضی‌ها هم المثنی هستند. یکی هم اصلا عکس ندارد. دست آخر که شناسنامه‌ها به پایان می‌رسند نوبت به قباله ازدواج می‌رسد. شاید سندی که هویت ما را به یکدیگر پیوند می‌زند. شاید هم قباله زمین باشد. سندی که ما را به این خاک پیوند می‌زند. نمی‌دانم. باید دوباره نگاه کنیم.

پی نوشت:
تصویر اصلی این پوستر را از اینجا ببینید.

در همین مورد از این وبلاگ بخوانید:

کوتاه در باره «جدایی نادر از سیمین»-1

منشور دوار جدایی نادر از سیمین

در جهان فرهادی هر انسان مرزی دارد