۵/۲۲/۱۳۹۰

رهبر نظرات احمدی‌نژاد را تکرار می‌کند اما وکیل‌الدوله‌ها شهامت انتقاد ندارند

زمانی که محمود احمدی‌نژاد اعلام کرد با شعار دو بچه کافی است مخالف است و خواستار افزایش جمعیت کشور به 150میلیون نفر شد، (اینجا+) دایره مخالفین و منتقدین این اظهار نظرش از جرگه مخالفان حکومت فراتر رفت و به نهادها، مراجع و شخصیت‌های داخل حاکمیت هم کشیده شد. نخستین واکنش‌ها را نمایندگان مجلس نشان دادند:

روحانی برجسته مجلس، حجت الاسلام مصباحی مقدم گفت: «تامین خوراک، پوشاک، مسکن، تحصیل، ازدواج، اشتغال و رفاه برای فرزندان کشور نیازمند سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی است. در شرایط حاضر که بخش قابل توجهی از نیروی جوان کشور به دلیل مشکلات اقتصادی امکان ازدواج ندارند یا بعضا بیکار هستند مطرح کردن چنین سخنی شایسته نیست». (از اینجا+ بخوانید)

دکتر محسني بندپي، نايب رئيس کميسيون بهداشت نیز گفت اظهار کرد: «آمارها نشان مي‌دهد که شاخص‌هاي بهداشتي کشور رو به نزول است، ۲۶ درصد افراد جامعه دچار بيماري هاي رواني هستند، هر روز به آمار فقر افزوده مي‌شود، نرخ بيکاري رو به افزايش است، آسيب هاي اجتماعي به مرز هشدار رسيده است. اين آمارها نشان دهنده اين است که با جمعيت فعلي امکانات لازم را براي رفاه مردم در اختيار نداريم و يا به عبارت بهتر نتوانسته‌ايم اين امکانات را براي رفاه مردم مديريت کنيم.» (همان+)


محمد عباسپور، رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس نیز درباره ظرفیت 150 میلیونی کشور گفت: «باید ببینیم ظرفیت را به چه تعبیر می‌کنند؟ اینکه مردم بتوانند در کشور راه بروند و تنفس کنند، بله امکان ‌پذیر است». وی ادامه داد: «صرف افزایش جمعیت طبیعتا کشور را با همان چالش اول انقلاب روبرو می‌کند. در حال حاضر نیز بسیاری از برنامه‌ریزی‌های ما به دلیل اشکال افزایش جمعیت در اوایل انقلاب با شکل مواجه است». (همان+)

پس از این نمایندگان نوبت به وزیر سابق بهداشت رسید که اتفاقا به دلیل سیاست‌های موفق‌اش در کنترل جمعیت کشور زبان‌زد شده است. دکتر مرندی گفت «بايد به اين مسئله توجه داشته باشيم و افزايش تعداد خانوار برای افراد متمکن و پولدار شايد آن قدر مشکل ساز نباشد اما زندگی اقشار نيازمند و محروم را به طور کلی تحت تاثير قرار می‌دهد. تشويق به فرزند آوری در خانواده‌هایی با بعد خانواری کم که با مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی رو به رو هستند منجر به گسترش آسيب‌های اجتماعی، مشکلات اقتصادی، بيکاری، بی‌سوادی و سوءتغذيه در کشور می‌شود (همان+)


در نهایت هم کار از ابراز نظرهای شخصی فراتر رفت و «مجمع تشخیص مصلحت نظام» وارد عمل شد. معاون پژوهش‌های فرهنگی و اجتماعی مرکز تحقیقات پژوهش‌های استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام اعلام کرد بر اساس تحقیقات این نهاد، «نباید شعار دو بچه کافی است کنار گذاشته شود و تئوری افزایش جمعیت در ایران با محاسبات دقیق علمی رد شده است». (از اینجا+ بخوانید) نظر این مجمع از آن جهت اهمیتی دو چندان دارد که باید به عنوان استراتژی‌های بلندمدت و سیاست‌ها کلان کشوری شناخته شود. گرامی‌مقدم نیز در این مورد تاکید کرده بود: «استراتژی‌های نظام را رهبر معظم انقلاب تعیین می‌کنند. معمولا ایشان درخصوص موضوعی از مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی و کار کارشناسی می‌خواهند و پس از دریافت نظر مجمع و تائید ایشان، سیاست‌های نظام ابلاغ می‌شود». (اینجا+)

اشاره این نماینده مجلس به اصل 110 قانون اساسی است که تاکید دارد: «وظایف و اختیرات رهبرتعیین سیاست‌ها کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام»، اما این موردی است که رهبر نظام در جدیدترین اظهارات خود آن را نادیده گرفته است. ایشان با انتقاد از سیاست‌های پیشین کنترل جمعیت اعلام کرده‌اند «ایران مقتدر، ایرانی با جمعیت 150 میلیونی است». (اینجا+)


حال برای من جالب است که منتقدین دیروز احمدی‌نژاد آیا امروز نیز شهامت تکرار انتقادهای خود از سیاست افزایش جمعیت را خواهند داشت؟ آیا در این کشور هیچ صاحب منصبی این استقلال رای را خواهد داشت که به رهبر نظام بگوید اظهارات شما پایه علمی نداشته و نتایج مصیبت‌باری را به کشور تحمیل می‌کند؟ آیا کسی می‌تواند به رهبری گوش‌زد کند که بهتر است در خلاف نتایج تحقیقات مجمع تشخیص مصلحت نظام ابراز نظر شخصی نکند و به جای تصمیمات فردی، نظر کارشناسان را در سیاست‌هایی تا بدین حل کلان و تا بدین اندازه تخصصی جویا شود؟ از نگاه من نه تنها چنین اتفاقی رخ نخواهد داد، بلکه تمامی مجیز گویان به مانند «سایت الف» بلافاصله رنگ عوض خواهند کرد و در ستایش فرمایشات رهبری گزارش‌های بلندبالایی تولید خواهند کرد که افزایش جمعیت چقدر هم کار خوبی است. (اینجا+) از سوی دیگر خوش‌باورانی که همچنان امیدوار هستند تا از خلال اختلاف نظر رهبر و احمدی‌نژاد نمدی برای کلاه خود پیدا کنند بار دیگر در سکوت فرو می‌روند تا ناچار بدین اعتراف نشوند که این دو در هر زمینه‌ای هم که با هم اختلاف داشته باشند، در حرکت به سوی جامعه‌ای توده‌وار، فقر زده، بی‌سواد، گرفتار و با بنیه‌های ضعیف توافق دارند.