۵/۲۴/۱۳۹۰

تفاسیر منحصر به فرد اکبرگنجی از مذهب و سیاست

«... مخالفان احمدی‌نژاد تا آنجا پیش رفته‌اند که به صحابی بزرگ پیامبر گرامی اسلام -یعنی ابوبکر- اهانت می‌کنند. اگر ابوبکر نبود، معلوم نبود اسلامی باقی می‌ماند یا نه؟ پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام، همه قبایل جزیرة‌العرب -جز قریش و ثقیف- مرتد گردیدند (از اسلام بازگشتند). ابوبکر همه آن‌ها را به شدت سرکوب کرد و زنده مانده‌ها را دوباره به زور مسلمان کرد. اگر چنان نمی‌کرد، معلوم نبود دو قبیله باقی مانده هم نامسلمان می‌شدند یا نه. دشمنی با احمدی نژاد آن چنان چشم طرفداران هاشمی رفسنجانی و قالیباف را کور کرده است، که اهانت های بزرگ به ابوبکر- اولین خلیفه پس از پیامبر- را منتشر می‌سازند ...». (اکبرگنجی/روزآنلاین)

با تکرار هزارباره احترام به مقاومت‌های پیشین آقای گنجی، من در مورد ایشان همیشه با دو پرسش مواجه بودم:

1- چرا هر وقت یک حرکت سیاسی در کشور راه می‌افتد و همه مشغول عمل می‌شوند ایشان یادشان می‌افتد که در زمینه قرآن شناسی تحقیقات کنند و مثلا درست در اوج جنبش سبز به ماجرای تحریف شده بودن قرآن دامن بزنند(اینجا+) یا وجود امام زمان را انکار کنند (اینجا+) تا بهانه حاکمیت شود برای تخریب چهره مخالفینش؟

2- چطور این اسلام منحصر به فردی که جناب گنجی معرفی می‌کنند در مناظره با سکولارها همه‌اش رحمانیت و گذشت و انسانیت و خشونت‌پرهیزی است، (نمونه‌اش سخنان ایشان در برنامه پرگار و با حضور «عبدی کلانتری») اما خطاب به مسلمان‌ها که می‌رسد سرکوب و زور و ضربش مورد تقدیر قرار می‌گیرد؟