۴/۱۵/۱۳۸۹

جای این نگاه متفاوت خالی بود

یک نفر دیگر در آستانه اعدام است. این خبر جدیدی نیست. در کشوری که میانگین اعدام هایش سال ها است که از یک نفر در روز تجاوز کرده فرصت نیست تا برای همه اعدام شدگان اشک ریخت؛ حتی اگر بسیاری باور داشته باشند این مجرمان پای چوبه دار هنوز کودک بوده اند و تقاص گناهی را پس می دهند که در زمان ارتکاب آن هنوز ذهن تکامل یافته و شخصیت شکل گرفته ای نداشته اند. اما این بار و در آستانه اعدام «محمدرضا حدادی» من به نکته جدیدی برخورد کرده ام که به نظرم قابل توجه است.


«مجتبی سمیع نژاد» در وبلاگ شخصی اش شیوه جدیدی از نگاه مخالفین اعدام و تلاش آنان برای توقف این احکام را به نمایش گذاشته است. پیش از این هم نوشته بودم که عملکرد فعالان حقوق بشر در پرونده «دلارا دارابی» نه تنها کمکی به توقف اعدام وی نکرد که حتی می توان گفت روند اجرای حکم را هم تسریع کرد. آقای سمیع نژاد نیز با تجربه و باوری مشابه تصمیم گرفته اند تا نگاه مخالفین اعدام را از متهمان به سوی خانواده قربانیان تغییر دهند. گفت و گوی مفصل با یکی از اعضای خانواده ای که «محمدرضا حدادی» متهم به قتل یکی از اعضای آن است، نمونه عملی و سرمشق مناسبی از این شیوه به حساب می آید. من گمان می کنم ادامه چنین روندی هم برای کاهش آمار احکام اعدام مفید خواهد بود و هم از خلال سخنان بازماندگان قربانیان می توان به ضعف های بسیاری در دستگاه قضایی رسید که نتیجه ای جز مقبولیت اعدام و ترجیح آن به مجازات های جایگزین ندارد. پیشنهاد می کنک این گفت و گو را از دست ندهید.