۴/۲۸/۱۳۸۹

یادت از کشته خویش آید و هنگام درو

- سمیر قنطار در آوریل ۱۹۷۹ میلادی همراه سه هم‌رزم خود با یک قایق لاستیکی موتوری از ساحل لبنان به داخل خاک اسراییل نفوذ کرده و در ساحل شهر نهریا پیاده شدند. او پس از قتل یک پلیس اسراییلی به خانه یک خانواده اسراییلی که در خواب بودند حمله برد و پدر خانواده، دنی هاران، و دختر ۴ ساله‌اش، عینات را از خانه بیرون برد در حالی که مادر در گوشه‌ای از خانه همراه دختر دو ساله‌اش مخفی شده بود. مادر از ترس این که دخترش فریاد بکشد دهانش را با دست پوشانده بود که به خفگی و مرگ دخترش انجامید. به گفته شاهدان قنطار پدر و دختر را به ساحل برد، از پشت به سر پدر شلیک کرد. سپس با قرار دادن سر دختر ۴ ساله بر روی سنگ و کوبیدن قنداق تفنگ بر آن، جمجمه او را خُرد کرد که به مرگ دختر ۴ ساله انجامید. سمیر قنطار به دلیل این جنایت به حبس ابد محکوم شد اما در سال 2008 در جریان تبادل زندانیان حزب الله با اجساد سربازان اسراییلی آزاد شد. این آزادی پس از جلب رضایت مادر خانواده (تنها بازمانده آنان) انجام شد. قنطار پس از آزادی مورد استقبال حزب الله و سپس جمهوری اسلامی قرار گرفت. وی در سفری افتخاری به عنوان «سردار آزاده» به ایران آمد و از دانشگاه تهران بازدید کرد. (از اینجا بخوانید)


- دست کم از سال 1384 تا کنون گاه و بی گاه تبلیغات حکومتی برای جذب نیروهای «عملیات استشهادی» اوج می گیرد. آمار ثبت نام کنندگان در چنین طرح هایی حتی تا 40هزار تن نیز گزارش شده است. گفته می شود مشتاقان شرکت در عملیات استشهادی می توانند از میان سه گزینه «عملیات استشهادی علیه اشغالگران عتبات عالیات، علیه اشغالگران قدس شریف و جهت اجرای حكم اعدام سلمان رشدی» دست کم یکی را انتخاب کنند. در یک نمونه آماری، از میان 2000 داوطلب عملیات استشهادی، 25درصد ثبت نام کنندگان کمتر از 18 سال سن داشته اند. (از اینجا بخوانید) گویا ثبت نام کنندگان در این مورد هیچ محدودیتی برای حداقل سن ثبت نام کنندگان قایل نشده اند.


- اعدام یک جور قتل سازماندهی شده و از پیش برنامه ریزی شده است که در مواردی «خاص» به کار گرفته می شوند. اجرا کنندگان اعدام باور دارند «کشتن یک انسان جایز نیست، مگر در مواردی که ...». سه نقطه این جمله بسته به پر کنندگان آن، با عباراتی متفاوت پر می شود. نظر: آن فرد قاتل باشد، آن فرد لواط کار باشد، آن فرد به پیامبر توهین کرده باشد (سب النبی)، آن فرد در زمان جنگ خیانت کرده باشد، آن فرد قاچاقچی مواد مخدر باشد، آن فرد خواهر من باشد که رابطه نامشروع برقرار کرده، آن فرد تروریست باشد، آن فرد عضو گروهک های محارب باشد، آن فرد مرتد باشد، آن فرد یک مفسد کلان اقتصادی باش و الخ. هر یک از موافقان حکم اعدام یک یا چند نمونه از موارد ذکر شده را تایید و انتخاب می کنند و یا مواردی را که از قلم افتاده به این فهرست اضافه می کنند. با توجه به گستردگی این افراد و تنوع آنها از جنبه باورهای مذهبی، عقیدتی، سیاسی و غیره، شاید هیچ گاه نتوان پایان این فهرست را پیش بینی کرد. شاید باید در بخش اول جمله بالا تجدید نظر کرد که: «کشتن یک انسان جایز نیست»!


- آنان که کشتن را آموزش می دهند جز جنازه چیزی درو نخواهند کرد. آنان که کشته شدن برای کشتن را ترویج می کنند جنازه هایی دو چندان درو خواهند کرد.


پی نوشت:

در مورد اعدام پیش از این یادداشت مشابهی نوشته بودم با عنوان «اعدام و صدور مجوز جنایت»

در واکنش به بمب گزاری های زاهدان بخوانید:

خشونت – نفرت - خشونت (مجمع دیوانگان)

حسین چقدر فهمیده بود (کمانگیر)

ادعایی بزرگ اما نادرست - (ندای امروز)

ریگستان - (راز سر به مهر)

قصاص، حیات و جندالله (ایمایان)

انفجار در زاهدان و ذهن آشفته دولت احمدی نژاد (جمهور)