۴/۱۲/۱۳۸۹

حسن نیت و قصد خدمت کافی نیست

باوری تردید ناپذیر دارم که یکی از ریشه های قضاوت های نابجای ایرانیان، رسوب گفتاری نادرست در اعماق ذهن آنان است: «الاعمال بالنیات» حدیثی است که به باور من ایرانیان برای صدها سال از باور به آن رنج برده و آسیب دیده اند. اشاره ای مشابه، در پاسخ عبدالعلی بازرگان به محسن کدیور به چشم می خورد، آنجا که در مورد آقای خمینی می نویسد: «می‌دانم که نباید ساده زیستی، سربلندی، سازش ناپذیری، شجاعت و تعلق خاطر او به مستضعفان را نادیده گرفت، اما حسن نیت و قصد خدمت کافی نیست».


تکه زبان رایجی است برای نزدیکان آقای خمینی در گفت و گو با مخالفان ایشان و به ویژه نسل جوان که «شما امام را نشناختید». تاکید ویژه این گروه به نزدیکیشان با آقای خمینی و آشنایی با ویژگی های شخصی، روابط و دلخواست های روزمره ایشان است. اما نمی دانم چرا هیچ وقت با خود نمی اندیشند برای قضاوت در مورد شخص اول کشوری چندین میلیونی، لزوما نباید عصر یک روز تعطیل را به چای خوردن با وی گذراند؟ به باور من و به تعبیر درست آقای بازرگان: «مسئله آقای خمینی مسئله‌ای شخصی نیست، سایه سیاست‌های ایشان بیش از سی سال است بر سر این ملت سنگینی می‌کند». حتی می خواهم پا را از این هم فراتر بگذارم و ادعا کنم: اتفاقا همین شناخت های شخصی نزدیکان آقای خمینی است که سبب نتیجه گیری های نادرست در مورد اعمال ایشان شده است، چرا که این گروه در برابر هر تصمیم و گفتار اشتباهی نگاه خود را به نیات رهبر انقلاب معطوف می کنند، اما دیگران تنها نتایج آن را می سنجند.