۹/۰۱/۱۳۹۰

ما با شهروندان کویتی دو تفاوت ساده داریم

جناح اقلیت پارلمان کویت نسبت به فساد اقتصادی و برخی روابط مالی دولت انتقاد دارد. درخواست طرح سوال از نخست وزیر را می‌دهد. جناح اکثریت با این درخواست مخالف است و «پرسش از نخست وزیر» رای نمی‌آورد. 20 نماینده جناح اقلیت مجلس را ترک می‌کنند. هواداران جناح اقلیت که به فساد اقتصادی دولت اعتراض دارند به مجلس حمله کرده و ساختمان پارلمان را تصرف می‌کنند.(+) دیشب یکی از نمایندگان این جناح در گفت و گو با شبکه‌های ماهواره‌ای آزادانه دولت را تهدید می‌کرد که اگر جوابگوی نمایندگان اقلیت نباشد، عواقب تداوم اعتراضات مردمی متوجه نخست وزیر خواهد بود. مردم از فساد اداری به تنگ آمده‌اند و نمایندگان منتقد در مجلس هم زیر بار «ماست مالی کردن» پرسش از نخست وزیر نمی‌روند. گزارش خبری از وقایع کویت به پایان می‌رسد و من می‌مانم و یک دنیا افسوس!

به شهروند کویتی حسودی‌ام می‌شود. گویا دولت آن‌ها هم گرفتار فساد مالی است. البته بعید می‌دانم مشکل در حد 3هزارمیلیارد تومان باشد اما به هر حال آن‌ها هم گلایه دارند. مجالس‌مان هم بی‌شباهت نیستند. یک اکثریت دست‌نشانده و یک اقلیتی که صدایشان به جایی نمی‌رسد. با این حال دو تا تفاوت هم داریم:

اول اینکه نماینده اقلیت مجلس کویت آنقدر غیرت دارد که وقتی اکثریت جلوی پرسش از رییس جمهور را می‌گیرند سرش را بالا بگیرد و از آن مجلس خارج شود و بگوید هرچه شد، عواقبش پای دولت. نه مثل جناب کاتوزیان خودش اعتراف کند که «پی‌گیری سوال از احمدی‌نژاد آب در هاون کوبیدن است و مجلس در حوزه نظارت خلع سلاح شده است»(+) اما عین خیالش هم نباشد و به صندلی وکالتش بچسبد و حقوق مادام‌العمر برای این یکی و آن یکی تصویب کند.

دوم اینکه شهروند کویتی، دست کم وقتی حق‌اش را خوردند توانست برود مجلس را اشغال کند و توی دهن آن وکیل‌الدوله بی‌خاصیت بزند و در عین حال این حرکتش مورد استقبال نمایندگان اقلیت قرار بگیرد. مضحکه روزگار ما این است که همین امثال جناب مطهری یا کاتوزیان و یا توکلی که خودشان صدایشان از دست قانون‌شکنی، دروغ‌گویی و فساد این دولت درآمده، وقتی پای اعتراض مردمی که می‌رسد معترضین را یا آشوب‌گر می‌خوانند، یا فریب‌خورده یا دست نشانده. خجالت هم نمی‌کشند از اینکه هنوز اعتراف کنند در زمان انتخابات از احمدی‌نژاد حمایت می‌کرده‌اند و ابدا هم زیر بار نخواهند رفت که هرچه میرحسین گفت درست بود. بی«بصیرت» آنانی نیستند که سرفراز گوشه سلول‌های‌شان نشسته‌اند و گذر روزگار حقانیت‌شان را روز به روز بیشتر ثابت می‌کند، «بی‌بصیرت» همان کسی است که همه پل‌های پشت سرش را خراب کرد تا امروز نه راه پس داشته باشد و نه راه پیش!