۳/۲۱/۱۳۹۰

چهار نکته پیرامون راهپیمایی 22خرداد

فضا هنوز تغییر نکرده است


در فاصله یک روز مانده به راهپیمایی 22خرداد، آنچه که من در سطح شهر می‌بینم همان آرامش پیشین است. خبر رسانی در مورد این روز چندان گسترده نبوده است. دست کم نه در حدی که بتواند شور و حال گذشته را در میان مردم زنده کند. فراموش نکنید که این بار جنبش سبز یک شبکه ماهواره‌ای هم داشته است که متاسفانه گویا هیچ مزیتی در اطلاع‌رسانی یا ایجاد شور و هیجان در فعالین ایجاد نکرده. با این حال من همچنان فکر می‌کنم این فضای رکود قابل‌پیش‌بینی بود و پیش از این هم در این مورد نوشته بودم. (اینجا) حالا فقط امیدوارم که شورای هماهنگی هیچ گونه تغییری در تصمیماتش ایجاد نکند، چرا که همچنان گمان می‌کنم شورا 22خرداد را تنها به عنوان یک پیش‌برنامه برای 25 خرداد طراحی کرده بود. به باور من اگر این برنامه همچنان پابرجا بماند و طی این مدت نیز دیگر فعالین از طرح‌های شورا حمایت کنند، آنگاه 25 خرداد راه‌پیمایی کاملا متفاوتی را شاهد خواهیم بود.

چالش سرکوب پیش روی نظام است


فارغ از اینکه فراخوان سبزها چند نفر را به خیابان بکشد، اگر دستگاه سرکوب به مانند همیشه وحشت‌زده شود و خیابان‌ها را از نیروهای ویژه پر کند، نظام آشکارا ضربه سنگینی خورده است. آنچه من طی 48 ساعت گذشته دیده‌ام افزایش چشم‌گیر گشت‌های شبانه و ایست و بازرسی‌های بی‌شماری بوده است که نشان می‌دهد فضای رعب و وحشت باید افزایش پیدا کند. در عین حال گمان می‌کنم ترجیح حاکمیت این است که این اعمال فشار همچنان به صورت شبانه و یا مخفی پی‌گیری شود و ظاهر امر در خیابان‌ها حفظ شود. دوگانه بسیار دشواری پیش روی نظام است و احتمالا همین الآن هم بر سر اینکه خیابان‌ها را پر از مامور کنند یا نه اختلاف نظر پیش آمده است. این تردید در شیوه سرکوب آخرین حلقه گم شده از «وضعیت انقلابی» است که اگر تکمیل شود وضعیت نظام بحرانی خواهد شد. (در مورد «وضعیت انقلابی» از اینجا بخوانید)

مطالبه‌ای شنیده نشد


من یکی از آشکارترین نشانه‌های پیشرفت در تصمیمات شورای هماهنگی را انتخاب مطالبات و یا اهداف کاملا مشخص برای راهپیمایی 22 خرداد می‌دانم. اتفاقا این مطالبات بسیار هوشمندانه و فراگیر انتخاب شده‌اند: «آزادی رهبران جنبش و زندانیان سیاسی، برگزاری انتخابات آزاد و اقدام موثر و فوری برای حل مسئله گرانی و بیکاری». اما این روزها هیچ انعکاسی از خواسته‌های راهپیمایی به چشم نمی‌خورد. بدون اغراق حتی بخش عمده‌ای از آنانی که قصد شرکت در راهپیمایی را دارند از مطالبات آن بی‌خبر هستند. من فقط می‌توانم در مورد دلایل این اتفاق گمانه‌زنی کنم که انتخاب سه خواسته، آن هم مطالباتی که چندان به هم مربوط نیستند، برای یک راهپیمایی زیاده روی بود. بهتر است برای هر حرکتی تنها یک مطالبه تعیین و بر روی آن تمرکز شود.

لطفا سکوت کنید


من علاقه بسیاری به مبارزات بدون خشونت سیاهان آمریکا برای دست‌یابی به حقوق برابر دارم. به ویژه پایداری خیره کننده آن‌ها در مراحل دشوار حرکتشان. اینکه حتی انتخاب پیاده‌روی به جای سوار شدن بر اتوبوس را به یک حرکت اعتراضی بدل کردند. جنبش سبز علی‌رغم ادعایی که در مورد مبارزه مدنی و خشونت‌پرهیز دارد، تمام تمرکز خود را بر روی تظاهرات خیابانی قرار داده است. آن هم تظاهراتی که بسیاری می‌خواهند در آن شعار بدهند و اول و آخر نظام را وسط بکشند! به باور من دوستانی که هم ادعای خشونت‌پرهیزی دارند و هم تاکید دارند که در تمام راهپیمایی‌ها باید شعار داده و اتفاقا رهبر نظام را هم هدف قرار دهند درکی از مبارزه خشونت‌پرهیز و یا در کل مبارزات مدنی ندارند. اگر ما کشوری داشتیم که بتوانیم بدون خشونت و بدون کسب مجوز در خیابان‌های آن راهپیمایی به راه بیندازیم و علیه سران حکومت شعار بدهیم، دیگر چه نیازی به جنبش بود؟ من نمی‌خواهم راهپیمایی‌های جنبش را زیر سوال ببرم، اما تاکید دارم که نزدیک به دو سال تمام راهپیمایی‌هایمان را با یک شیوه خاص انجام دادیم و رسیدیم به جایی که امروز رسیدیم، آن هم با هزینه‌ای که هیچ کس نمی‌داند شامل چند شهید و چند هزار اسیر است. حال شورا برای نخستین بار یک تغییر ساده در ترکیب این راهپیمایی‌ها داده است. حرکت در سکوت، آن هم درون پیاده‌رو. به نظرم طرح جالبی است که دست کم ارزش امتحان را دارد. با این حال گروهی حتی اینقدر حاضر نیستند به خواست و نظر دیگران احترام بگذارند که در حد یک راهپیمایی در تمام این دوسال با آن‌ها همکاری کنند. باور کنید توقع زیادی نیست، این راهپیمایی را شورای هماهنگی با این شیوه خاص تدارک دیده، اگر گروهی انتقاد دارند یا شرکت نکنند و خودشان بعدها یک راهپیمایی دیگر طراحی کنند، یا اینکه دست کم این یک روز را به احترام دیگران سکوت کنند. به شخصه اگر با موردی برخورد کنم که بخواهد خلاف شیوه اعلام شده برای راهپیمایی عمل کند به شیوه خودم با آن برخورد می‌کنم. منی که تحمل نمی‌کنم حاکمیت بخواهد حق من را زیر پا بگذارد، بدون تردید در برابر زیاده‌خواهی هیچ کس دیگری هم کوتاه نخواهم آمد.