۱۱/۲۹/۱۳۸۹

خطاب به آن بسیجی که خود را صادق می‌داند

می‌دانم که از عمله‌های ظلم کم نیستند که به این وبلاگ سرک می‌کشند و در عین حال می‌دانم که نه صادق هستند و نه حسن نیتی دارند। غالبا می‌آیند اینجا، فحشی می‌نویسند و می‌روند. در میانشان یک نفر هم هست که گاه و بی‌گاه نوشته‌های اینجا را دستکاری می‌کند و از خلال آن گزارش دروغ تهیه می‌کند که دستمزدش را بگیرد؛ خودش هم با کمال وقاحت به این کار اعتراف می‌کند و پوزخند تحویل می‌دهد. با هیچ کدام از این جماعت حرفی ندارم.

اما شاید این نوشته دست به دست گشت و ‌ای بسا به دست کسی رسید که خودش را بسیجی می‌داند، برای بسیجی بودنش هم تعاریف اخلاقی دارد و گمان می‌کند صداقت و ایمانی در کارش هست و اگر همچنان در جناح حاکمیت باقی مانده برای خودش توجیهی دارد. از این دوست فرضی می‌پرسم: آیا صانع ژاله بسیجی بود؟ دستگاه تبلیغاتی حکومت که می‌گوید بود و تکلیف من در برابر این ادعا روشن است. اما شما که احتمالا این حرف را باور کرده‌اید، آیا برای خود تکلیف نمی‌دانید که از آبروی یک بسیجی شهید دفاع کنید؟ آیا شنیده‌اید که برادر حسین شریعتمداری در توجیه تصاویر منتشر شده از صانع ژاله گفته است که او خبرچین من بود؟ (از اینجا بخوانید) آیا فکر نمی‌کنید با آبروی یک شهید بازی می‌شود که او را در حد یک خبر چین مزدور پایین بیاورند؟ به روایت حسین شریعتمداری، شهید ژاله برای سال‌ها یک جاسوس خبرچین بوده که برای کسب اخبار دست اول تمام دوستانش را فریب داده و خودش را جای یکی از آن‌ها جا زده تا اعتمادشان را جلب کند. یعنی یک خبرچین مزدور دروغگوی فریبکار. این است همسنگر بسیجی و شهید شما؟ این است غیرت و صداقت شما؟ دست مریزاد.