۵/۱۱/۱۳۸۹

بیچاره ها

به این ترکیبات دقت کنید: «نقوش اهرام مصر»، «ستاره داوود» (نشانه احتمالی صهیونیسم)، «فمنیسم»، «بنای یادبود جرج واشنگتن»، «شیطان پرستی»، «صلیب شکسته» (نازیسم)، «اسکلت معروف در پرچم دزدهای دریایی»، «عدد 13» (حتما چون نحس است)، «بهاییت»، «اعلامیه استقلال آمریکا»، «ساختمان پنتاگون»، «پرچم آمریکا». گمان می کنید با چه فرمولی احتمال دارد چنین مجموعه درهم و نامربوط را به یک قطار پیوسته بدل ساخت؟ تصور من تنها و تنها یک ذهن مالیخولیایی است.


پیش از این هم یک بار در مورد اذهان بیماری که دنیا را تاریکخانه تیره و نموری می پندارند که اشباحی ابدی و ازلی مشغول مدیریت آن هستند نوشته بودم*. اما باید اعتراف کنم هنوز هم عمق و گستره تراوشات چنین اذهانی می تواند شگفت زده ام کند. این بار وبلاگ «کافه پیانو» دست به کار شده تا در قالب یک «مقاله تحلیلی»(!) نشان دهد که تمام مواردی که ذکر شد همه و همه زاییده «فراماسونری» است!


بیچاره «میرزا ملکم خان ناظم الدوله» که نمی دانست سال های سال بعد «فراموش خانه»اش به صورت همزمان انگ «نازیسم» و «صهیونیسم» را با هم خواهد پذیرفت و یا به سوزنی بدل خواهد شد که «فمنیسم» را به «پرچم دزدهای دریایی» پیوند بزند. بیچاره تر تاریخی که این بار فاتحان و فرمانروایان تحریفش نمی کنند، بلکه درماندگان هستند که لجن به سیمایش می پراکنند.


پانویس:

* «چرا موسوی یک فراماسونر بود» را بخوانید تا به یاد بیاورید که علاوه بر میرحسین از همه جا بی خبر، «کارتن تام و جری» و برنامه تلویزیونی «مثلث شیشه ای» را هم باید به فهرست بالا افزود.