۶/۰۲/۱۳۸۹

علی کریمی را شلاق بزنید-2

بار پیش که یادداشتی با عنوان «علی کریمی را شلاق بزنید» نوشتم، بحث بر سر ماجرای وی به شدت داغ بود و به نظر فرصت اندیشیدن اندک. نتیجه آنکه به گمانم برخی از دوستان نتوانستند به مقصود من از آن یادداشت پی ببرند. به هر حال دیر یا زود باید این یادداشت تکمیلی را می نوشتم تا دوباره تاکید کنم: من همچنان از شلاق خوردن علی کریمی در ملا عام حمایت می کنم، به چند دلیل:


1 - در کشور ما قوانینی وجود دارد که به نظر می رسد خود قانون گذار هم از وجود آنها خجالت می کشد. شلاق زدن روزه خوار و سنگسار زناکار از این دست قوانین هستند. به باور من اگر این قوانین درست و به جا در نظر گرفته شده اند، پس باید به مانند آنچه در اصلشان وجود دارد در ملاء عام به اجرا در بیایند تا همه بدانند مجازات درست و اصولی از نگاه قانون گذاران کشور ما چیست؟ اما اگر خود قانون گذار هم شرم دارد که جهان نتیجه تصمیماتش را ببیند و هرگاه بحث رسانه ای می شود از اجرای احکام سر باز می زند، پس دیگر چرا باید وجود چنین احکامی را تحمل کرد؟ چرا یک بار برای همیشه آنان را از قوانین کشور حذف نمی کنند؟


2- علی کریمی به واسطه شهرت و محبوبیتش احتمالا هیچ گاه به دست جلاد و شلاق زن سپرده نخواهد شد. اما آیا حمایت از کریمی و جلوگیری از شلاق خوردن وی کمکی به اجرای عدالت می کند؟ آیا هزاران نفر دیگر که در گوشه و کنار این کشور به همین جرم دچار شده و محکوم می شوند هم نجات پیدا خواهند کرد؟ آیا این گونه حمایت های شخصی ما خودش یک جور تبعیض نیست؟ علی کریمی از آنجا که مشهور و محبوب است لازم نیست مجازات شود اما مثلا «کریم علوی» بیچاره به همین جرم باید شلاق بخورد؟


3- مانور دادن بر روی مصداق یک قانون به جای اصل و ریشه آن قانون نه تنها کمکی به اصلاح امور نمی کند، بلکه تنها سبب می شود تا تبصره ها و بندهای زیر میزی و زد و بندهای پشت پرده افزایش یابد. بدین ترتیب نه تنها اصل مشکل هیچ گاه برطرف نخواهد شد، بلکه پاک کردن اندک موارد جنجالی سبب خواهد شد که زشتی و کراهت مشکل از انظار عموم خارج شود و فشار معدود انتقادهای گاه و بی گاه نیز از روی آن برداشته شود.


4- در نهایت من بار دیگر پیشنهاد می کنم به جای حمایت از شخص علی کریمی و یا در نمونه ای دیگر، سکینه محمدی آشتیانی، از دستگاه قضایی بخواهیم که یا باید تمامی محکومانش را به صورت شفاف* و در انظار عمومی مجازات کند**، یا باید این دست قوانین را از سیستم قضایی خود حذف کند.


پی نوشت:

* بیم و هراس دستگاه قضایی کشور از احکام خودش تا بدان جا گسترده است که هیچ کس به طور دقیق نمی داند در حال حاضر چند نفر در انتظار اجرای حکم سنگسار هستند.

** تاکید بر اجرا در ملاء عام بدین سبب است که اصولا این احکام برای اجرا در انظار عمومی طراحی شده تا درس عبرت دیگران شوند. اما قانونگذار ایرانی از آنجا که خود از عواقب اجرای قانونش بیم دارد، هیچ گاه چنین احکامی را در ملاء عام به اجرا نمی گذارد و معمولا برای فرار از این اقدام، گروهی افراد دستچین شده را به عنوان «عموم» در محل حاضر می کند.

- در مورد نظراتی که زیر پست پیشین گذاشته شد گلایه ای ندارم. اول به این خاطر که دوستانی که آن الفاظ را به کار بردند بیش از هرچیز از نگرانی نسبت به اجرای احکامی غیرانسانی به خروش آمده بودند. دوم هم به این دلیل که باور دارم وبلاگ نویس در این کشور تا فحش نخورد وبلاگ نویس نمی شود. به هر حال دوستی هم لطف کرده و در این مورد مطلبی نوشته که خالی از لطف نیست.