۵/۲۳/۱۳۸۹

سردار مشفق و یک هشدار چندین باره

هشت سال دوران اصلاحات، یک بار هم نشد دولت بیاید و یک نفر را به عنوان مفسد اقتصادی تحویل دستگاه قضایی بدهد. پراکنده خبرهایی در مطبوعات منتشر می شد، اما دولت هیچ گاه پی این ماجراها را نمی گرفت. مرد سالمی همچون خاتمی آنقدر در این کار تعلل کرد، که یکی مثل احمدی نژاد از فرصت استفاده کند و در قامت قهرمان مبارز با باندهای مافیایی الم شنگه به راز بیندازد. موارد بسیاری بودند که سرنوشتی مشابه یافتند. آنقدر کسی از تندروی های دهه شصت انتقاد نکرد که احمدی نژاد بیاید و مدعی شود که «آقای موسوی، چرا زمان شما کراوات مردم را با قیچی می بریدند». یا آنقدر کسی از جوانان حمایت نکرد که احمدی نژاد بیاید و بگوید «آیا مشکل مملکت ما موی جوانان ما است». اینها همه فرصت هایی تاریخی است که از مصلحت اندیشی ها و محافظه کاری های بیش از اندازه اصلاح طلبان نصیب امثال احمدی نژاد می شود، اما گویا کسی نمی خواهد درس بگیرد.


سردار مشفق در همان سخنرانی معروف و جنجالی اش (از گویا نیوز بخوانید) اشغال سفارت آمریکا را دسیسه نیروهای نفوذی سازمان های جاسوسی اعلام می کند. جناب مشفق خیلی راحت به عواقب شومی که این عمل نسنجیده برای کشور داشت اشاره می کند و دست اندرکاران آن را محکوم می کند. خلاصه اش اینکه 30 سال تمام هیچ زیر بار این مسئله نرفت که حماقت و جو زدگی چهار تا دانشجوی بی اطلاع و پرمدعا را محکوم کند. هنوز هم که هنوزه امثال عباس عبدی به جای اعتراف به اشتباه خود مشغول ماله کشیدن بر روی آن هستند و هنوز هم که هنوزه جریانات اصلاح طلب به 13 آبان که می رسد می خواهند گوی سبقت را در تعریف و تمجید از «انقلاب دوم» از همه بربایند. باور کنید دیر نیست همین جناب محمود خان داعیه دار اشغال سفارت هم بشود و ای بسا اصلا فردا در مظلومیت مهندس بازرگان هم اشک بریزد! خود دانید.


پی نوشت:

حکایت سخنرانی سردار مشفق برای این وبلاگ مجموعه پست های دنباله داری خواهد شد که این اولین نمونه آن است. در پادکست شماره هفت از مجموعه «مروری بر یک هفته اخبار جنبش سبز» به صورت مفصل به این سخنرانی پرداخته ام که می توانید از اینجا دریافت کنید.