۵/۳۰/۱۳۸۹

سردار مشفق و یک ترفند ساده

«... خیلی مفصل است که ما اینجا بنا نداریم به آن بپردازیم اما آن چیزی که شما در حوزه مسائل سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، در حوزه دین و مذهب و در حوزه سیاست های دیپلماتیک در کشور در دوران آقای خاتمی مشاهده می کردید و آنجاهایی که هجمه به دین و مبانی دین و انقلاب و امام می شد محصول آن طراحی هایی بود که در این جلسات جی هفت (G7) شکل می گرفت. همین مقدار من بسنده می کنم و عبور می کنم که تمام آن چیزهایی که جناب خاتمی می گفت هر ۹ روز یک اتفاق امنیتی برای من درست کردند، بنده به عنوان یک مسئول امنیتی کشور دارم خدمت شما عرض می کنم که در درون همین جلسات خودشان یکی پس از دیگری هی طراحی میشد و به اجرا در می آمد. من امروز فرصت دارم که خدمت دوستان اینرا توضیح بدهم که موضوع سعید اسلامی ، ترورآقای حجاریان و یکی پس از دیگری اتفاقاتی که درکشور افتاد از کجا نشات گرفت، همین مقدار بدانید که محصول تفکری بود که در این جلسات در واقع سیطره خودش را داشت...»


به این عبارات دقت کنید: «خیلی مفصل است که ما اینجا بنا نداریم به آن بپردازیم»، یا «همین مقدار من بسنده می کنم و عبور می کنم». نزدیک به سه ساعت از سخنرانی سردار مشفق منتشر شده که ناقص است و معلوم نیست کل سخنرانی چه مقدار به طول انجامیده است. در جای جای سخنرانی نیز خود سردار مشفق تاکید می کند که «این جلسه نخبه هاست». پس حداقل انتظاری که وجود دارد این است که دست کم برای نخبگان، ابعاد «فتنه» به صورت مستند و مدلل تشریح شود. اما بدون استثنا در تمام طول جلسه سردار مشفق متکلم الوحده است و هیچ پرسشی مطرح نمی شود و اگر مطرح می شود او جوابی نمی دهد و خلاصه هیچ ادعایی مستند نمی شود. ترفند پیش پا افتاده ای است که هر بار و در ابتدای هر ادعای سنگین عباراتی نظیر آنچه بدان اشاره شد مطرح شود تا اذهان ساده باور نه تنها برای آنچه ذکر می شود طلب سند نکنند، بلکه همواره در اذهان خود داشته باشند که «این تنها گوشه ای کوچک از حقایق است و ابعاد بسیار وخیم تری از آن همچنان ناگفته باقی مانده است». جالب اینجا است که در همین متن ابتدایی و در تنها موردی که سردار مشفق مدعی می شود «من امروز فرصت دارم که خدمت دوستان اینرا توضیح بدهم»، باز هم پس از طرح ادعا، توضیح و ارایه مدارک با این عبارت حذف می شود و مثل همیشه: «همین مقدار بدانید که محصول تفکری بود که در این جلسات در واقع سیطره خودش را داشت».


ادعاهای بی سند و مدرک در دولت احمدی نژاد چیز جدیدی نیست. خود وی نیز هیچ گاه سندی در اثبات اتهاماتی که به دیگران می زند ارایه نداده و همواره به جملاتی چنین بسنده کرده است که: «اسناد آن موجود است». اما آیا این تکرار و عادی شدن ادعاهای بی سند می تواند توجیه مناسبی برای مخاطبین آنان باشد تا چشم و گوش بسته پذیرای این اتهامات شوند؟ دست آخر اینکه سردار مشفق یک بار هم برای آنکه جای حرف و حدیثی باقی نگذارد، بالاخره یک سند هم ارایه می کند! یک بریده فیلم بسیار کوتاه از اعترافات آقای ابطحی که وی در آن می گوید: «وقتی آقای خاتمی کاندیدا شد آقای بهزاد نبوی مسئول نیروها در شهرستان ها شد، آقای کروبی پیشنهاد داشت که محتشمی پور رئیس کمیته صیانت از آرا شود. موسوی که آمد، بعد از همه بررسی هایی که شد آقای موسوی و آقای محتشمی همکاری کردند و شدند محور طرح تقلب».


پی نوشت:

متن کامل سخنان سردار مشفق را از اینجا دریافت کنید و در همین ارتباط بخوانید:

سردار مشفق و نقطه قوتی که سبزها فراموش کردند

سردار مشفق و اعتراف به شکست رهبری

سردار مشفق و یک هشدار چندین باره