۵/۱۰/۱۳۸۹

بدیهیات تکراری برای نتیجه گیری نامربوط

«ساز مخالف» یادداشتی نوشته با عنوان «آنچه می‌بینیم، آنچه هست». نزدیک به دو سوم حجم این یادداشت سه بندی، بدیهیات متینی است که تکرارشان شاید بد هم نباشد. اینکه فعالان سیاسی کمترین سهم در هرم جمعیتی را دارند، شهروندان دارای گرایش سیاسی در جایگاه دوم قرار دارند و باقی (به تعبیر «سازمخالف»: خنثی ها) اکثریت هستند، از بدیهیات عالم سیاست (نه تنها در ایران که در هرکجای دنیا) است. اینکه دو گروه اولی در کشور ما آشکارا و قابل مشاهده با احمدی نژاد مشکل دارند هم برای هر ناظر بینایی در فضای سیاسی کشور (از جمله نگارنده وبلاگ «ساز مخالف») قابل مشاهده و تایید است. اما نکته اعجاب آور نوشته ساز مخالف، نتیجه گیری ناگهانی آن است: «در انتخابات سال گذشته من (برخلاف بسیاری از دوستانم) معتقدم كه احمدی‌نژاد توانست با عوام‌فریبی و خرید رای بخش قابل توجهی از خنثی‌ها را به سوی خود جلب كند».


اگر چنین ادعایی صرفا به عنوان یک اعلام نظر شخصی مطرح شود مسئله قابل بحث نیست. اما تیتر نوشته چیز دیگری می نماید. مسئله «من گمان می کنم چنین باشد» نیست؛ مسئله «این است و دگر نیست» است! حال «این است و دگر نیست» بر چه مبنایی؟ بر پایه کدام مشاهده؟ چه استدلالی؟ نگارنده سازمخالف خود را بی نیاز از پاسخ گویی می داند. چرا؟ احتمالا به این دلیل که هر مخاطبی با بدیهیات نوشته ایشان موافق است، پس باید با نتیجه گیری بی ارتباط آن هم موافق باشد! جالب اینجا است که خود ایشان که اینگونه در مورد جهت گیری سیاسی «خنثی»ها حکم صادر می کنند، تنها چند خط پیشتر تاکید کرده اند «اصولا اینها چون از نظر سیاسی خنثی هستند نمی‌شود راحت در یك سمت منازعه جای‌شان داد. خنثی‌ها معمولا تمایل ثابتی ندارند و متناسب با شرایط لحظه‌ای تصمیم‌های كوتاه‌مدت می‌گیرند و چون اهل رسانه و نهادهای مدنی نیستند غالبا دیده و شنیده هم نمی‌شوند به ویژه كه در جامعه ترسیده از سیاست‌ورزی ایران، پنهان‌كاری یك ترجیح فردی هم هست. انجام نظرسنجی هم كه چند سالی است امنیتی شده و استفاده از ان آسان نیست».


مسئله اصلی از نگاه من -که اینجا بازش نخواهم کرد و به یادداشت دیگری می سپارمش- مسئله «خود نخبه پنداری مفرط» است که به سادگی می توانید در هر کجا، از فضای مجازی گرفته تا کوچه و خیابان آن را ببینید. مسئله ای که آشکارترین بروز آن در عبارت مشهور «مردم نمی فهمند» تجلی می یابد که به صورت مستتر تاکید دارد: «من چیزهایی می فهمم که اکثریت مردم نمی فهمند» و یا به عبارت دیگر «من جزو نخبگان هستم، نه جزو اکثریت عوام مردم».