۶/۰۲/۱۳۸۹

بدبینی ما و خوشباوری شما

پس از اعلام لغو راهپیمایی 22 خرداد توسط موسوی و کروبی، بسیاری در فضای وبلاگستان تلاش کردند تا با بی اثر ساختن این اطلاعیه، همچنان شهروندان را به حضور در راهپیمایی تشویق کنند. در آن زمان دوستی یک مطلب نوشت با عنوانی شبیه اینکه «حاکمیت امکان برخورد خشن با راهپیمایان را ندارد»*. من حتی از خواندن چنین پستی هم تنم به لرزه می افتاد. از خود می پرسیدم: چطور عده ای حاضر می شوند بر سر جان انسان ها اینچنین دست به بازی بزنند؟ برفرض که چنین ادعاها و احتمالا پیش گویی هایی درست از آب در می آمد، هیچ رخ داد شگرفی بجز یک راهپیمایی دیگر به وقوع نمی پیوست. اما من نمی دانم اگر فقط یک نفر با خواندن چنین متنی تصمیم می گرفت تا در راهپیمایی شرکت کند و اتفاقی برایش می افتاد، نگارنده مطلب چطور می توانست خودش را ببخشد؟ آیا به راستی پذیرفتن مسوولیت جان انسان ها اینقدر ساده است؟


این مقدمه را تنها برای پرداختن به بحث اصلی نوشتم: یادداشتی پیرامون احتمال وقوع جنگ که این روزها بسیار هم مورد توجه قرار دارد. من هیچ انگیزه ای برای بررسی نشانه های گوناگون و تخمین احتمال حمله به کشور ندارم. اما تلاش تمامی آنانی که عواقب یک جنگ احتمالی را فاجعه بار نمایش می دهند می ستایم. بدون تردید این عواقب، حتی اگر به کشته شدن چند انسان بی گناه هم محدود شود آنچنان باید گران باشد که همه در پرهیز از آن بسیج شویم. با این حال به نظر می رسد گروهی هم عزمشان را جزم کرده اند که یا خطر وقوع جنگ را مردود بدانند و یا به مانند جنگ جویان عهد عتیق «هل من مبارز» بطلبند که هر کس حمله کند ال می کنیم و بل می کنیم و کشتار راه می اندازیم و جهان نا امین می کنیم و ...


از آنانشان که جهان را به تروریسم و کشتار تهدید می کنند حرف نمی زنم، که باور و اعتقاد و مرامشان همین جنگ طلبی است. اما در یادداشت هایی نمونه آنچه در پاسخ به آرش کمانگیر نوشته می شود ماجرا فرق می کند. به ظاهر نگارنده تلاش می کند تا خود را از اتهام بنیادگرایی برهاند و تنها با دید شبهه علمی احتمال وقوع جنگ را مردود بداند. من هیچ جوابی برای حساب و کتاب های نمایشی این دوستان ندارم. تنها می خواهم بگویم من و هر هم وطن دیگری که در این کشور زندگی می کند، دست کم به خاطر حفظ جان خودمان هم که شده امیدواریم هیچ گاه این کشور اسیر یک جنگ دیگر نشود. پس هر گونه هشداری که در این زمینه می دهیم در بدترین حالت می تواند «بدبینی» نسبت به وقوع جنگ به حساب بیاید. این بدبینی تنها و تنها به هوشیاری جمعی و تلاش برای پرهیز از وقوع جنگ خواهد انجامید و اگر هم جنگی رخ نداد کسی از قبل این بدبینی ها آسیبی نخواهد دید. اما اگر فقط یک درصد چنین احتمالی وجود داشته باشد، شما و امثال شما باید بدانید در ریخته شدن خون هر انسان بی گناه دخیل هستید و باید خود را در وقوع هر فاجعه ای پاسخ گو بدانید که چرا که تلاش کردید تا با ترویج خوشباوری های خود هرگونه تلاش برای پیش گیری از وقوع جنگ را خنثی سازید.


پانویس:

* از آنجا که این بحث را به صورت کلی مطرح کرده ام، ترجیح می دهم نه لینکی به نوشته مذکور بدهم و نه تیتر آن را به صورت دقیق منتشر کنم که قابل تشخیص باشد.