۵/۲۸/۱۳۸۹

از مرداد سیاه تا خرداد سرخ

ما بدهکاریم

به کسانی که صمیمانه ز ما پرسیدند

معذرت می خواهم چندم مرداد است؟

و نگفتیم

چونکه مرداد

گور عشق گل خونرنگ دل ما بوده است


حسین پناهی را دوست دارم (دلم نمی خواهد بگویم داشتم) ولی از شعرهایش زیاد سر در نمی آورم. یک جور حس سرگیجه دارد که من با آن آشنا نیستم. اما این یکی خیلی به دلم می نشیند. من هم فکر می کنم ما سال ها بدهکار بودیم. مرداد به واقع «گور عشق گل خونرنگ دل ما» بود. اما هرچه مرداد برایمان شرمساری داشت، خردادمان رنگ دیگری است. سرخ است، اما نه سرخی شرم. سرخ است، اما نه تنها به سرخی خون. سرخ خرداد ما امروز رنگ سرفرازی است و یک روز رنگ پیروزی خواهد شد. من زاده مردادم. خودم هم سال ها نمی دانستم باید از این زادروز غریب خوشحال باشم یا نه. اما این روزها گمان می کنم همه چیز تغییر کرده است. 28 مردادی که یک زمان تنها داغ ننگ و افسوسی بود بر پیشانی این سرزمین، این روزها تاریخی عبرت آموز است که یک ملت از آن درس گرفته و دیگر نمی خواهد تکرارش کند. شرم سکوت در برابر کودتای 28 مرداد برای نیم قرن به آنچنان بغضی در گلوی ایرانی بدل شد که 22 خرداد همه فریاد شدند. فریادشان رسا و دشمنانشان رو سیاه باد.


پی نوشت:

با سپاس از همه دوستانی که لطف داشتند.