۹/۰۸/۱۳۸۹

چرا فضای گودر با بالاترین تفاوت دارد؟

این مطلب را به بهانه نظرسنجی بالاترین منتشر می کنم.
پس اگر هم فرصت خواندن کل مطلب را ندارید،
پیشنهاد می کنم در این نظر سنجی شرکت کنید.

چندی پیش یکی از دوستان خواست که در مورد «گودر» و البته سایت «لایک خور» برایش توضیح دهم. از ترکیب اصطلاحاتی همچون «لایک زدن»، «همخوان کردن»(Share)، لیست کردن پرلایک ترین مطالب در «لایک خور» و ... دوست من به این نتیجه رسید که کلیت مجموعه شباهت زیادی به «بالاترین» دارد، اما من کاملا مخالف بودم چرا که مدت ها است از فضای حاکم بر بالاترین فراری هستم، اما در عوض جو «گودر» را می پسندم. در واقع به نظر من نتیجه این دو سایت در ایجاد یک فضای مجازی کاملا با هم متفاوت است. این مسئله می تواند دلایل بسیاری داشته باشد که من تلاش می کنم دو نمونه از آنها را اینجا بیاورم.

از نگاه من، نخستین تفاوت کاربر تازه کار «بالاترین» با «گودر»، تفاوت فردی است که یک شبه و بدون مقدمه سازی های ضروری به شهرت فراوان و مرکز توجهات می رسد، با کسی که ناچار است راه خویش را گام به گام و آهسته و پیوسته طی کند. به صورت مشخص اشاره من به تعداد مخاطبان هر کاربر است. در سایت بالاترین، اگر شما لینک جدیدی ارسال کنید در نگاه اول همان مقدار شانس دیده شدن دارد که لینک با سابقه ترین کاربر بالاترین. هر دو لینک در صفحه جدید قرار می گیرند (و اگر شایعات فراوان مبنی بر وجود باندهای مافیایی در بالاترین را فراموش کنیم) و از تمامی مخاطبان سایت بالاترین بهره مند می شوند. من این وضعیت را به قرار گرفتن یک چهره تازه کار (یک بازیگر آماتور، یک گزارش گر صفر کیلومتر و یا یک عابر پیاده گذرا) در برابر تعداد بی شماری از دوربین ها و میکروفون های خبری تشبیه می کنم که می تواند فرد را هیجان زده کرده و به نشان دادن واکنش های غیرعقلانی و یا بیان سخنان غیرمنطقی بکشاند.

در برابر این سیستم، تعداد مخاطبان هر وبلاگ در گودر، رابطه مستقیمی با سابقه عملکرد و عمر فعالیت کاربر دارد. کمتر کاربری در گودر یافت می شود که با کمتر از یک سال فعالیت بیش از یک هزار مخاطب داشته باشد. (مقایسه کنید با بالاترین که به محض عضویت می توانید از ده ها هزار مخاطب بهره مند شوید) برای رشد کردن و دیده شدن در گودر، هر کاربر باید مقاوم باشد، پشت کار داشته باشد و برای تولید محتوای خوب تلاش کند. در واقع، گودر، برخلاف بالاترین، تعداد زیادی مخاطب در اختیار شما قرار نمی دهد، بلکه تنها این امکان را برای شما فراهم می سازد که اگر پشت کار داشته باشید بتوانید مخاطب پیدا کنید.

از سوی دیگر سیستم بالاترین، ناخودآگاه می تواند یکی از ناهنجاری های اخلاق جمعی را تشدید کند. عارضه «هرکس افراطی تر، مورد توجه تر»! باز هم ماجرا به انبوه لینک های ارسال شده در صفحه جدید باز می گردد که هرکاربر باید به نوعی خود را از زیر بار دیگران بیرون کشیده و متمایز کند. گمان می کنم همین عارضه هم سبب می شود تا زمانی که یک اتفاق ناگوار احساسات جمعی را تحریک می کند، لینک هایی با مضامین توهین آمیز در بالاترین از همه پیشی بگیرند. اما در مقابل، سیستم گودر به نوعی تایید مرحله به مرحله شباهت دارد. یعنی یک کاربر جدید، بجز تعداد محدودی از دوستان نزدیکش، معمولا باید دیگران را قانع کند که دیدگاهی که منتشر می کند منطقی و یا مفید است. کاربر تازه کار به تعداد نفراتی که بتواند آنها را قانع کند می تواند «همخوان شدن» مطالبش را پاداش بگیرد و به کاربران بیشتری دست رسی پیدا کند. اتفاقا، از آنجا که پرکارترین کاربران گودر معمولا تعدادی از قدیمی ها و باتجربه ترهای آن هستند، معمولا همین گروه هستند که کاربران جدید را باید به دیگران معرفی کنند. گروهی که اتفاقا و بنابه تجربه و شانی که در جایگاه خود یافته اند نمی توانند به افراط و تفریط دامن زده و یا از آن استقبال کنند.

در نهایت می توانم بگویم هرچند از سال 85 در بالاترین عضو بودم، اما مدت ها است که دیگر هیچ فعالیتی آنجا ندارم که دلیلش جو نه چندان منطقی بالاترین است. با این حال چاره کار را من بر خلاف نظر مدیران بالاترین، در محدود کردن کاربران غیرمذهبی نمی دانم. به نظر من بالاترین دچار یک بیماری شده است، اما این شیوه ای که مدیران بالاترین قصد دارند برای درمان این بیماری اتخاذ کنند جز مرگ قطعی نتیجه ای نخواهد داشت.

پی نوشت:
به عنوان یک نمونه اختلاف در فضای حاکم بر گودر و بالاترین می خواهم به یادداشت «چهار سند جعلی تاثیرگزار در تاریخ ایران» اشاره کنم. این یادداشت را خودم خیلی دوست داشتم و اتفاقا در فضای گودر هم به شدت مورد استقبال قرار گرفت. مطلب نزدیک 100 لایک خورد، جزو پرشیرترین (Share) مطالب شد و موجی از نظرات و پیشنهادات را برای تکمیل این فهرست به همراه داشت. اما وقتی همین مطلب از طرف دوستان به سایت بالاترین ارسال شد، نه تنها بلافاصله با موجی از آرای منفی مورد حمله قرار گرفت و فرصت داغ شدن پیدا نکرد، که اتفاقا نگارنده به صورت غیابی از جانب دوستان بالاترین «گدای باج گیر روس» خوانده شد! طبیعی است با چنین برخوردهایی کلاه امثال من هم اطراف بالاترین بیفتد برای برداشتنش آنجا پیدایمان نخواهد شد.