۹/۰۲/۱۳۸۹

زمان به عقب برگشته، استفاده کنید

گمان می کنم همه ما می توانیم لحظاتی را به یاد بیاوریم که برای بازگشت زمان به عقب آرزو کرده ایم. نمی دانم چند نفر پس از شنیدن خبر قتل در میدان کاج آرزوی مشابهی کردند، اما می دانم بسیاری بودند و هستند که نوشتند و گفتند اگر آن روز در صحنه جنایت حاضر بودند عملکردی متفاوت از حضار نشان داده و یا دست کم تلاشی برای پیش گیری از این فاجعه انجام می دادند. تعداد نوشته هایی که حضار را سرزنش کردند و یا در سوگ بی تفاوتی های اجتماعی مرثیه سرایی کردند بسیار بود؛ حالا من می خواهم برای تمام این دوستان یک پرسش مطرح کنم: زمانی که دیگران را سرزنش می کردند که چرا نسبت به مرگ جوان غرق در خون واکنشی نشان ندادند، آیا به هیچ وجه در ذهنشان به گناهکار بودن و یا بی گناهی مقتول هم فکر می کردند؟

پرسش دقیق من این است: چرا هیچ کس نگفت و یا ننوشت اگر من در صحنه قتل حاضر بودم، ابتدا تلاش می کردم تا بفهمم آیا جوان غرق در خون مستحق این سرنوشت بوده است یا خیر؟ هیچ کس اشاره ای نکرد که شاید آن جوان مستحق مرگ بوده و مردم به همین دلیل از کمک به او خودداری کرده اند! حتی عده ای با نیش و کنایه اشاره کردند شاید اتهامات ناموسی که قاتل فریاد می زد مردم با غیرت را از دخالت منع کرده است! و پاسخ من به این پرسش خیلی ساده است: برای همه ما، چه به زبان بیاوریم و چه نه، چه خود از آن آگاه باشیم و یا نباشیم، نجات جان انسان آنچنان اهمیتی دارد که هر مطلب دیگری را به حاشیه می راند.

اگر کسی هست که آرزو کرده کاش آن روز در میدان کاج حضور داشت تا جلوی جنایت را می گرفت باید بداند که آرزویش مستجاب شده است. انگار برای اولین بار سرنوشت تصمیم گرفته تا زمان را به عقب براند و دست کم یک بار واکنش ما را به تکرار یک موقعیت بسنجد: به زودی جوانی در میدان کاج به قتل خواهد رسید. به زودی یک قتل دیگر در میدان کاج و در مقابل دیدگان هزاران انسان رخ خواهد داد. حالا همه فرصت داریم تا در صحنه حاضر شویم. حالا همه می توانیم خود را بیازماییم که در صورت حضور در صحنه جنایت میدان کاج به واقع چه عکس العملی نشان می دادیم؟ می ایستادیم نظاره می کردیم؟ خود را قانع می کردیم که حتما این فرد مستحق این مرگ است؟ و یا در حد توان خود برای نجات جان یک انسان تلاش می کردیم؟