۸/۱۱/۱۳۸۹

فرصت را از دست ندهید که پشیمان می شوید

ما باید با مردم کار فرهنگی کنیم که دست توی دماغشون نکنن نه که مسخرشون کنیم. می دونی چه خون ها ریخته شد تا ما تونستیم برسیم به این روز که مردم در سرنوشتشون شرکت موثر داشته باشن. او وقت تو مق و اختیارشون رو مسخره می کنی؟ اگه اشتباه فکر می کنم بگو اشتباه می کنی ولی اگه حرف حساب می زنم، اگه قانع شدی اشتباه کردی هیچ اشکالی نداره بگی اشتباه کردم. آدم کوچیک نمی شه اگه اقرار به اشتباه کنه. یه سری لاتاعلات هم هست که دیگران برات فرستادن و البته به موقعش ما پی گیری می کنیم و فرستنده ها رو بازداشت می کنیم ولی گیرنده هم باید رعایت قانون رو بکنه. پیامک هایی رو که حاوی جوک های قبیح و بعضن توهین به مقامات ئه برای چی حذفشون نکردی؟ جز این ئه که قبولشون داری؟ آدم چیزی رو که قبول نداشته باشه می ندازه دور. بعضی پیامک ها هم که اگر افشاگری بشن خودت و خانم هایی که برات پیامک فرستادن. گیتا! نوشین! مرجان! چه خبرته...(*)

اگر از روزمرگی های پس از کودتا خسته شده اید؛ اگر کم کم تردید می کنید در بی شماری ما؛ اگر روحیه ایستادگی و مقاومت را در خود ضعیف شده می دانید؛ اگر گمان می کنید تنها مانده اید و از یاران خبری نیست؛ اگر فراموش کرده اید کجا بودیم و بر ما چه رفت؛ اگر لازم است کسی برایتان یادآوری کند که همراهان سبزمان در بند و اسارت چه می کشند و اگر می خواهید بدانید چه عزیزانی را در این دوسال از دست دادیم، به خودتان لطفی کنید و در اولین فرصت نمایش «نوشتن در تاریکی» را ببینید تا باور کنید درست آن زمان که شما در خود فرو رفته اید و درمانده اید که گام بعدی چیست، یک جای دیگر، در گوشه ای آرام از این شهر سیلی خورده همراهان دیگری هستند که از پای ننشسته اند، شبانه روز زحمت می کشند تا تصویر سیاه حاکمیت کودتا را افشا کنند و همچون موریانه هایی پایه های حکومت استبداد را سست کنند. تالار چهارسو، ساعت 19:45، هدیه ای ماندگار از «محمد یعقوبی».

پی نوشت:
* این بخشی از دیالوگ نمایش، برگرفته از بروشور آن است که نه می دانم چطور مجوز اجرا گرفته است و نه می دانم تا چند وقت دیگر اجرای آن دوام خواهد داشت. دیر جنبیدن می تواند افسوس ماندگاری به همراه داشته باشد.