۸/۱۰/۱۳۸۹

واکنش ها به لایحه حمایت از خانواده بی مورد است

پیش از این سعی کردم مواد جنجالی لایحه حمایت از خانواده را معرفی کنم تا اگر قرار است در این مورد بحثی شکل بگیرد دست کم مشخص باشد در مورد چه چیزی صحبت می کنیم. پیش از این هم اشاره کرده بودم و همچنان هم باور دارم بخش عمده ای از اعتراضات به لایحه حمایت از خانواده غیرکارشناسی و احساسی است. من اینجا می خواهم مواد 22 و 23 این لایحه را از دو نگاه بررسی کنم. نخست اینکه آیا این قوانین می توانند تاثیری در عرف جامعه ما گذاشته و احتمالا فرهنگ چند همسری را بار دیگر در میان ایرانیان شایع کنند؟ دوم اینکه اساسا آیا این قوانین حرف جدیدی برای گفتن دارند و یا تنها عرف رایج و نانوشته همیشگی را مکتوب کرده اند؟

به باور من برای هرگونه قانون گزاری دو دیدگاه متفاوت وجود دارد. دیدگاه نخستی که قانون را «فرهنگ ساز» تلقی می کند و بنابر همین پیش فرض تلاش می کند تا برای تغییر ذائقه عمومی و یا اصلاح فرهنگ عامه قوانین جدید وضع کند. (از نگاه من قوانینی را که دولت شاهنشاهی در جریان انقلاب سفید به تصویب رساند نمونه ای تاریخی از چنین نگاهی به قانون است. این نگاه به قانون همواره از جانب علاقمندان به «اصلاح از بالا» مورد توجه قرار می گیرد) دیدگاه دیگر قانون را برگرفته از خواست اکثریت و تابعی از تمایلات جمعی می داند. در این دیدگاه هیچ قانون جدیدی وضع نمی شود مگر اینکه تغییرات اجتماعی لزوم بازنگری در قوانین قدیمی را به اثبات برساند. (برای این دیدگاه نمونه های تاریخی بسیاری وجود دارد. از جمله رفع قوانین تبعیض آمیز علیه رنگین پوستان و یا زنان که تنها به مدد مبارزات گسترده مردم و فعالان مدنی در سطح جهانی به تصویب رسیدند. در کشور ما نیز اساس قانون گزاری در عصر مشروطیت نمونه ای از این دست بود که تنها با فشار گسترده مبارزان در قالب انقلاب مشروطیت شکل گرفت. این دیدگاه، بنیان عملکرد معتقدان به «اصلاح از پایین» است) ناگفته پیدا است که ترکیبی متعادل از این دو دیدگاه را نیز می توان به عنوان دیدگاه سوم فرض کرد.

حال اگر بخواهیم نسبت قوانین مربوط به ازدواج با فرهنگ عامه ایرانیان در این زمینه را بررسی کنیم به باور من به این نتیجه خواهیم رسید که دست کم در مورد فرهنگ چند همسری، قوانین ثبت شده نه تنها هیچ گونه تاثیر سازنده ای بر فرهنگ عمومی مردم نداشته اند، بلکه عملا مسیر تغییر و تحول عرف جامعه ما در خلاف جهت قوانین ازدواج شکل گرفته است. توضیح مشخص اینکه چه از نگاه شرعی (به عنوان پایه و اساسی همیشگی در قانون گزاری دولت های ایران) و چه از نظر قوانین مصوب حقوقی، هیچ گاه در طول تاریخ این کشور چند همسری غیرقانونی نبوده است. اما آنچه در عمل قابل مشاهده بوده، سیر نزولی تمایل به چند همسری و در عین حال ایجاد نوعی قبح برای این مسئله در عرف اجتماع است، تا جایی که امروز حتی در واکنش به احتمال ترغیب چند همسری از جانب دولت، موجی کم نظیر از اعتراضات مردمی به لوایح اجتماعی دولت را شاهد هستیم. بر پایه چنین مشاهده ای است که من گمان می کنم می توان ادعا کرد هرگونه نگرانی از احتمال ترغیب مردان به چند همسری از طریق وضع قوانین بی مورد است. ضمن اینکه ریشه کاهش تمایل ایرانیان به چند همسری را علاوه بر عوامل فرهنگی، می توان تا حدود بسیاری در عوامل اقتصادی و تغییر فرهنگ کار در جامعه جست و جو کرد که با چنین قانون گزاری هایی دستخوش تغییر نخواهند شد.

با چنین مقدمه ای، من گمان می کنم لایحه پیشنهادی نمی تواند تاثیر ویژه ای بر روی عرف جامعه ایران داشته باشد. اما اگر از منظر دوم به این لایحه نگاه کنیم، آنگاه شاید حتی بتوان ادعا کرد که اساسا کل جنجال بر سر ماجرایی است که اصلا وجود ندارد! به عبارت دیگر مخالفان لایحه حمایت از خانواده آنچنان از ذکر «ازدواج موقت» و یا «ازدواج مجدد بدون رضایت همسر اول» سخن می گویند که گویا این دو مسئله تا کنون در کشور ما غیرقانونی بوده اند و تنها لایحه اخیر است که می خواهد به چنین اعمال غیرمشروعی، مشروعیت ببخشد. این در حالی است که هم ازدواج موقت یک پدیده کاملا شایع، رایج و حتی قانونی در کشور ما بوده است و هم ازدواج مجدد مردان، بدون هیچ شرط و شروطی مشروع بوده و منعی هم برای آن وجود نداشته است. (در این مورد می توانید مطلبی از تابناک بخوانید) مسئله اصلی در مورد این دو پدیده، سکوت قوانین حقوقی کشور بوده است که سبب شده تا تمامی قضاوت ها در این زمینه ها صرفا بر عهده شرع گذاشته شود. پس می توان ادعا کرد دست کم برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی است که تصمیم گرفته شده تا به هر قیمتی روند ازدواج قانونمند شده و دست کم از این منظر ساماندهی شود.

پی نوشت:
نخست اینکه یکی دیگر از مواد مورد مناقشه در این لایحه ماده 24 در تعیین سقف مهریه بود که پایه و اساس شرعی نداشت و همانگونه که انتظار می رفت مجلس هم رای به حذف آن داد. پس لزومی ندارد در این مورد صحبت بیشتری شود. اما در مورد مفاد مواد 22 و 23 در این نوشته تقریبا تلاش کردم تا هیچ قضاوت ارزشی نداشته باشم. در یادداشت بعدی که پیرامون این لایحه خواهم نوشت قصد دارم که به مزایای ماده 22 (که اتفاقا بسیار هم مورد اعتراض است) بپردازم.