۱۰/۲۶/۱۳۸۸

درود بر نفهم تر از خودم

از اینکه نتوانم دشمنم را درک کنم دیوانه می شوم. همیشه تلاش کرده ام یا دشمن خود را درک کنم و یا دست کم برای رفتارش یک توجیه مناسب پیدا کنم. مثلا هیچ توجیه منطقی هم که برای ضرب و شتم وحشیانه یک پیرزن بی دفاع پیدا نمی شود، می توان گفت ضارب از بیماری های روانی و عقده های حقارتی رنج می برد. اما وقتی طرفداران احمدی نژاد را می بینم که برای خودش هورا می کشند اما علیه مشایی شعار می دهند دیگر سرم سوت می کشد! آخر اگر این دوستان گمان می کنند مشایی فرد گمراه و فاسدی است، باید قبول کنند که احمدی نژاد هم چنین فردی است؛ اما اگر تصور می کنند که فساد و گمراهی مشایی حقیقتی است که آنها فهمیده اند اما احمدی نژاد ساده لوح قادر به درک آن نیست، دیگر من نمی دانم چه اصراری دارند که یک نفر «نفهم تر» از خود را رییس جمهور کنند؟!