۱۰/۱۷/۱۳۸۸

در برابر کارناوال کشف حجاب چه کنیم؟

نمی دانم حقیقت دارد یا نه؟ نمی دانم به واقع کودتاچیان برای طراحی توطئه جدید خود دست به راه اندازی کارناوال کشف حجاب خواهند زد یا نه؟ اما گمان می کنم در هر صورت بهتر است بر روی چنین مواردی صحبت کنیم. اگر پیش از پاره شدن عکس آقای خمینی در مورد آن هم صحبت می کردیم جنبش غافل گیر نمی شد و مواضع منطقی تری می گرفت.


زمانی گمان می کردیم که مشغول فتح سنگر به سنگر اندوخته های سی ساله حریف هستیم؛ روز قدس را به تسخیر خود در آوردیم؛ از 13 آبان استفاده کردیم؛ عاشورای حسینی را کابوس کودتاگران کردیم و در انتظار 22 بهمن نشستیم؛ درست هم بود؛ ما خیلی خوب پیشروی کرده بودیم. اما من گمان می کنم حالا بازی عوض شده است؛ این جناح حامی کودتا است که تمرکز خود را به دست آورده و می خواهد تمامی آرمان های ما را یکی پس از دیگر به کابوس خودمان بدل کند؛ انگار که سنگرهای خودشان را رها کرده باشند و از پشت به سنگرهای ما حمله کرده باشند!


تصاویر پاره شدن عکس آقای خمینی که از تلویزیون پخش شد، بسیاری دستپاچه شدند و به زعم خود آنچنان برای خنثی سازی توطئه کودتاچیان دست به کار شدند که کاسه هایشان حتی از آش هم داغ تر شد و یکی پس از دیگری به محکوم کردن «توهین کنندگان به حضرت امام»! پرداختند؛ چه کسی است که نداند دل بخش عمده ای از این جنبش خون بود از آن ماجرا اما در عمل حجب و حیا نشان داد و به سود مصلحت عمومی جنبش سکوت کرد؟ چه تعداد ازکسانی که فرزندان، پدران، مادران، خواهران و برادرانشان قربانی جنایات دهه شصت شده بودند در جنبش حضور دارند، اما این بار هم سهمشان خون دل خوردن بود و سوختن و ساختن!


حالا بحث جدیدی به میان آمده؛ اینکه جناح کودتا می خواهد برای بدنام کردن جنبش، زنان بی حجاب به خیابان بفرستد که دست به کشف حجاب بزنند! و لابد انتظار هم دارند که ما بیاییم و این بار هم در حمایت از حجاب (این صدفی که گوهر زن را در خود نهان می سازد!) مدیحه سرایی کنیم! و لابد یکی پس از دیگری هم باید بر بد حجاب و بی حجاب لعن و نفرین بفرستیم! و احتمالا بعدش هم بیانیه صادر کنیم که ما خواهان گسترش برخورد گشت ارشاد با زنان بدحجاب هستیم تا اصل خدشه ناپذیر «حجاب اجباری» از گزند دشمنان در امان بماند! مرده شور این سیاست ورزی را ببرند!


ای کاش فراموش نکنیم که شعار جنبش ما زمانی اخلاق بود؛ ما زمانی از اخلاق سخن می گفتیم که هنوز نه نتیجه انتخابات اعلام شده بود و نه از کودتا خبری بود؛ برای شخص من موسوی سنبل دموکراسی و حکومت آزاد نبود، بلکه مردی اخلاق گرا بود که من رای خود را به حسابش واریز کردم؛ حالا بیایم برای مصلحتی که نمی دانم چه کسی سنجیده، بر ننگین ترین اجباری که نظام (حتی بر خلاف قوانین اساسی و وعده های اولیه انقلاب) بر مردم خود تحمیل کرده مهر تایید بزنم که چه بشود؟ به دروغ بگویم که ا کشف حجاب مخافم تا چه کسی را فریب بدهم؟ این بود اخلاق گرایی ما؟


نه دوستان؛ اگر قرار باشد کارناوال کشف حجاب در این کشور راه بیفتد من فعلا در آن شرکت نخواهم کرد؛ اما به هیچ وجه محکومش نخواهم کرد؛ حتی بلافاصله در برابر موج تبلیغات دستگاه رسانه ای کودتا به سهم و اندازه خودم موضع خواهم گرفت که «کشف حجاب و نه گفتن به حجاب اجباری نه تنها مایه روسیاهی کسی نخواهد شد، که اتفاقا نشان بلوغ فکری و آزادگی حامیانش است».