۹/۱۸/۱۳۸۸

برای زنی با گام های بلند

شاید دوره اول اصلاحات اوج احساس نفرت مردمی از نام «رفسنجانی» و خاندان او بود. نفرتی که میزان آن بعدها دچار تغییر شد اما هیچ گاه به طور کلی از میان نرفت و دست مایه مناسبی برای احمدی نژاد فراهم ساخت تا هاشمی و خاندانش را به عنوان ریشه اصلی تمامی مشکلات و مفاسد موجود در سیستم کشور معرفی کند. اما در همان دوره اول اصلاحات، زمانی که خبر توقیف مجله «زنان» را شنیدم دچار تردید شدم. من هم به مانند بسیاری هاشمی و خاندانش را پدرخوانده هایی می دانستم که با یک باند مافیایی مشغول اداره کشور هستند؛ پس چطور ممکن بود که «فایزه هاشمی» اینگونه مورد حمله قرار گیرد؟ از آن مهم تر؛ اندیشه ها و دغدغه هایی که فایزه هاشمی مطرح می کرد در زمان خودش یک گام جلوتر از میانگین مطالبات اصلاح طلبان بود!


برای من –دست کم در شرایط فعلی- اهمیت ندارد که افسانه فساد اقتصادی خاندان هاشمی تا چه حد صحت و وسعت دارد؛ این هم اهمیت ندارد که کدام یک از اعضای این خاندان در این فسادهای احتمالی نقش داشته اند؟ من گمان می کنم زمانی که صحبت به «فایزه هاشمی» می رسد ما فقط با یک مسئله رو به رو هستیم: «زنی که در راستای مطالبات مدرن زنان گام های بلندی برداشته است».


نام فایزه هاشمی پس از اخبار جنجالی انتخابات مجلس ششم برای مدت ها از رسانه ها حذف شده بود و شاید بسیاری او را فراموش کرده بودند؛ با این حال همزمان با گسترش فعالیت های انتخاباتی حامیان موسوی بار دیگر سیاسی ترین فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی پا به میدان گذاشت تا شاید به نمایندگی از خاندان هاشمی در صف مقدم جنبش سبز قرار گیرد. خانم هاشمی (که بیشتر مردم ایران او را به نام کوچک «فایزه» می خوانند) نه تنها در جریان مبارزات انتخاباتی، که حتی در راه پیمایی های اعتراضی پس از کودتا نیز دوش به دوش مردم در صفوف جنبش سبز حاضر شد تا بار دیگر ثابت کند چهره متفاوتی است از خاندانی که «محافظه کاری» و سکوت بزرگترین ویژگی آنان است. گمان می کنم 16 آذر امسال، فایزه برای چندمین بار پس از انتخابات بازداشت موقت را تجربه کرد تا به تنهایی سهم هزینه کل خانواده اش را در پیشبرد جنبش سبز بپردازد. از نگاه من دیدگاه و عمل او همچنان یک گام جلوتر از میانگین خواسته های جریان اصلاحات است.