۱۰/۰۹/۱۳۸۸

حکایت بستنی یخی و پول مترو

سال 82 و پس از وقوع زلزله بم، یکی از اساتید دانشگاه شریف هشدار داد که امکان تکرار زلزله ای مشابه در تهران بسیار زیاد است. دانشگاه شلوغ شد؛ دانشجوها خواستار لغو امتحانات و تعطیلی موقت دانشگاه بودند تا بتوانند خوابگاه ها را تا برطرف شدن خطر زلزله ترک کنند. دانشگاه قصد نداشت زیر بار برود اما فشار دانشجوها خیلی زیاد بود؛ جلوی تالارها (محل برگزاری امتحانات پایان ترم) تجمع می کردند و اجازه ورود کسی به سالن امتحانات را نمی دادند؛ در نهایت دانشگاه کمی کوتاه آمد و قرار شد هرکس که می خواهد امتحان بدهد، دیگران هم ترم بعد بیایند و امتحان مجدد بدهند. اکثر دانشجوها حاضر نشدند سر جلسه امتحان بروند؛ شاید در هر تالار 300 نفری 20 تا 30 نفر نشسته بودند و بقیه توی حیاط جمع شده بودند؛ همین وقت بود که یکی از معاونین دانشگاه که از مخالفین سرسخت تعطیلی امتحانات بود با یک کارتن بستنی یخی از وسط جمعیت عبور کرد و وارد تالار شد؛ جناب معاون به هر یک از دانشجویانی که سر جلسه حاضر شده بودند یک بستنی یخی 50 تومانی (دست کم به قیمت آن زمان) پاداش داد که تا مدت ها به طنز دانشجویان بدل شده بود و حتی از این حرکت آقای معاون کاریکاتورهایی به بردهای دانشگاه نصب شده بود.


امروز که شنیدم برای راحتی حال حاضرین در «تجمع بزرگ عاشوراییان» دولت بلیط مترو را رایگان اعلام کرده به یاد بستنی یخی جناب معاون افتادم. نه آن زمان کسی حاضر بود به خاطر یک بستنی یخی امتحان بدهد و نه این روزها کسی به خاطر بلیط مترو از شرکت در تجمع منصرف می شود؛ این را هم آن جناب معاون می دانست و هم دولت مردان امروز؛ مسئله از نگاه من فقط در یک چیز خلاصه شده: «عقده گشایی»! آقایان چنان با مردم خود لج کرده اند که هرکار می کنند آخر سر باید یک دهن کجی هم به آن اضافه کنند.


پی نوشت: نام جناب معاون را نیاوردم چون انسان شریفی است و در اداره امور آموزشی دانشگاه نیز مدیر پرتوانی به حساب می آید؛ تنها مشکل اینجا بود که یک مرد علمی و مدیر آموزشی در شرایطی نابجا قرار گرفته بود و باید یک بحران را مدیریت می کرد که البته برای این کار ساخته نشده بود.