۱۱/۱۰/۱۳۹۰

تا انتخابات: من به منصور اسانلو رای می‌دهم

قبلا هم در مورد شبیه‌سازی یک انتخابات آزاد صحبت کرده بودم. (+) به نظر من دلایل بسیاری می‌تواند سبب شود که گروه‌های سیاسی یک انتخابات را تحریم کنند، بنابر همین دلایل هم باید شیوه‌ای برای نشان دادن اعتراض خود و رساندن آن به گوش مردم پیدا کنند. حال برای من، به اسارت گرفته شدن همراهان سبزمان اصلی‌ترین دلیل تحریم انتخابات است. از نگاه من اینان «زندانیان سیاسی» نیستند، بلکه اسرایی هستند که حاکمیت از میان شهروندان خودش انتخاب کرده تا دیگران را به وحشت انداخته و به سکوت بکشاند. به تعبیر دکتر رمضان‌زاده: «دوستان ما را گرفتند، که ما بترسیم! هیچ دلیل دیگری برای دستگیری این دوستان وجود ندارد ... ما از این مملکت بیرون نمی‌رویم. این مملکت مال ماست. هر کس بخواهد مملکت را بفروشد، جلوش می‌ایستیم. دوستانمان را هم تنها نمی‌گذاریم. اگه لازم باشد، همه‌مان می‌رویم زندان». بدین ترتیب برای من، دست‌مایه قرار دادن اسرای جنبش، بهترین موضوع برای فعال کردن تحریم است.

سایت کلمه، با هدفی مشابه اقدام به انتشار تصاویر اسرای جنبش با شعار «نامزدهای انتخاباتی ما در حبس هستند» کرده است.(+ و + و +) به نظرم اقدام بسیار خوبی است. من هم با هدفی مشابه به شیوه خودم نامزدهای مورد نظرم را اعلام و معرفی می‌کنم. از این بین، در مورد «منصور اسانلو» مدت‌هاست که نظرم قطعی است.

سی سال است که اسم انقلاب خودمان را گذاشته‌ایم انقلاب «پابرهنگان». انقلاب «مستضعفان». بعد در و دیوار مملکت را پر کردیم از شعارهایی در مدح «کارگران» تا این حد که «پیامبر اسلام هم کارگر بود». پرسش من این است؛ آیا این کارگران، با این سهمی که در انقلاب داشتند، چه تعداد نماینده واقعی در ساختار حکومت و مجلس دارند؟ گروهی از نمایدگان در مجلس شورای اسلامی یک فراکسیون راه‌انداخته‌اند به نام «فراکسیون کارگری». من باور نمی‌کنم هیچ گزینه‌ای شایسته‌تر از «منصور اسانلو» برای رهبری فراکسیون کارگری مجلس وجود داشته باشد. من تردید ندارم که کارگران منصور اسانلو را بیشتر از هر کس دیگر از جنس خود می‌یابند و اطمینان دارم تا وقتی که نماینده‌ای چون اسنلو در مجلس حاضر باشد، قطعا کسی به خودش جرات تضییع حقوق کارگران را نخواهد داد. رای من با هدف رسیدگی به مطالبات کارگری، آزادسازی منصور اسانلو و برادرش «افشین اسانلو» است.