
راستی آقا مصطفی، دیدی اشتباه کردی؟ دیدی «مرام دود» آنقدرها هم پاگیرش نکرده بود که زندانیات نکند؟ دیدی آدمها چقدر عوض میشوند و قدرت چه بر سرشان میآورد؟ خاله فخری هم دل خوش کرد بود که فلانی واسط ازدواج ما بوده و مصطفی را از پسرش بیشتر قبول دارد. حالا چهار سال هم برای خاله فخری بریدهاند تا خوشخیالی از سر همهمان بپرد. شما که یک عمر با کلام و گفتارت درس میدادی اینبار باید با سرنوشت و زندگیات عبرت شوی تا همه به چشم ببینیم «اگر کورسوی امیدی باشد، قطعا به عنایات و کرامات اربابان نیست؛ خانه الطاف همایونی سست و بیبنیاد است. تنها خانه امن، خانه قلوب مردم و تنها ستون استوار مشتهای برافراشتهشان است».
درود بر تو امیری
پاسخحذفخوب گفتی
خوب زدی توی برجکمان
کاش یکی پیدا میشد و توی چشم همه ما ملت نگاه میکرد و میگفت: آهای بی شرفها! کجایید؟