۴/۲۱/۱۳۹۰

می‌توانیم انتخابات آزاد را شبیه‌سازی کنیم

با هر استدلالی که بتوانیم درک کنیم یا نه، یک مسئله قطعی است: حاکمیت تصمیم گرفته است یک گروه شبهه اصلاح‌طلب در انتخابات آینده شبیه سازی کند تا بار دیگر فضای فعالیت سیاسی رسمی را گرم کند، پس فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور تا حدودی باز خواهد شد. این فرصتی استثنایی است که جنبش سبز می‌تواند از آن بهره ببرد و با کمترین هزینه دستاوردهایی کسب کند که در طول دو سال گذشته کم نظیر بوده‌اند. «رساندن پیام جنبش به گوش همه مردم» برای من بزرگترین دستاوردی است که می‌تواند هدف انتخاباتی جنبش قلمداد شود.


بحث بر سر فعالیت انتخاباتی، به هیچ وجه متناظر حضور پای صندوق‌های رای نیست. به تعبیر زیبای سیدمحمد خاتمی، پیش‌شرط‌های سه‌گانه «کف مطالبات اصلاح‌طلبان» است و تا زمانی که حاکمیت تمامی آن‌ها را محقق نسازد حاضر شدن پای صندوق‌های رای بلاموضوع خواهد بود. با این حال اراده تحریم انتخابات فرمایشی، تنها در زمانی می‌تواند تاثیرگزار باشد که به صورت فعال اعمال گردد و با هرگونه شائبه انفعال فاصله بگیرد. به گمان من هدف قرار دادن یک انتخابات موازی می‌تواند یک راهکار برای دست‌یابی به تحریم فعال باشد.


پیشنهاد دقیق من این است: تصور کنید که همین امروز حاکمیت تمامی پیش‌شرط‌های ما را پذیرفته است. زندانیانمان آزاد شده‌اند. احزاب و مطبوعات به آزادی کامل دست پیدا کرده‌اند و در نهایت ما می‌توانیم از سلامت انتخابات اطمینان کامل داشته باشیم. در اینصورت برنامه انتخاباتی ما چه خواهد بود؟ این برنامه هرچه هست، از همین امروز می‌تواند به اجرا درآید.


ما می‌توانیم هرچه سریع‌تر فهرست انتخاباتی خود را اعلام کنیم. فهرست ما باید فارغ از محدودیت‌های نامشروع و غیرقانونی باشد که حاکمیت کودتا به ما تحمیل کرده است. برای نمونه ما می‌توانیم شیخ مهدی کروبی را سر لیست انتخاباتی خود معرفی کنیم. پس از آن فهرست‌های مختلف را (برای تهران و یا شهرستان‌ها) معرفی کنیم. باز هم به عنوان مثال من مصطفی‌تاج‌زاده، عبدالله رمضان‌زاده، بهزاد نبوی، محسن صفایی فراهانی، محسن میردامادی، احمدی‌زیدآبادی، عبدالله مومنی، محسن امین‌زاده، فیض‌الله عرب‌سرخی و ... را پیشنهاد می‌کنم.


در گام بعدی ما می‌توانیم شعارهای انتخاباتی خود را پیش‌بینی کنیم. اگر از من بپرسند الغای طرح حذف یارانه‌ها را شعار خودم اعلام می‌کنم. حذف قراردادهای پیمانی کارگران یک مطالبه فراگیر در میان تمامی کارگران کشور است. (در مورد این مسئله با ذکر اسناد خواهم نوشت) مبارزه با واردات بی‌رویه، حمایت از تولید داخلی و از همه مهم‌تر، برخورد با مفسدان اقتصادی و حتی آنانی که دستشان به خون مردم آغشته شده است می‌تواند شعارهای انتخاباتی ما باشد و البته در مناطق اقلیت نشین، دفاع از حقوق اقلیت‌های قومی و مذهبی نباید فراموش شود.


مرحله سوم قطعا نقد و به مبارزه طلبیدن نامزدهای رسمی نظام است. در هر شهر فعالان و نمایندگان مجازی جنبش می‌توانند نمایندگان مورد تایید نظام را به نقد بکشند، برنامه‌های پیشنهادی خود را با برنامه‌های آنان به مقایسه بگذارند و در یک کلام، مردم را به قضاوت وادارند.


خواسته نهایی در این سناریو مشخص است: «اگر فهرست ما و برنامه‌های ما را انتخاب می‌کنید، پای صندوق رای حاضر نشوید»!

پی‌نوشت:
شنیده‌های پراکنده‌ای از عزم سید خندان برای تحریم قطعی انتخابات به گوش می‌رسد. (اینجا) من بی‌صبرانه چشم‌انتظار روزی هستم که این گمانه‌زنی‌ها به صورت رسمی اعلام شوند. آن روز ما دوباره رهبری خواهیم داشت که قامتش به تنهایی برافراشته‌تر از تمامی ساختار حاکمیت کودتاست.