۲/۲۹/۱۳۸۹

چرا توافق هسته ای تهران را مفید می دانم؟

عطاءالله مهاجرانی معتقد است توافق نامه تهران با حضور ترکیه و برزیل «معاهده ای به هنگام» بوده است. هرچند من به هیچ وجه چنین توافقی را «به هنگام» نمی دانم و باور دارم که تاخیر چند سال در رسیدن به این توافق هزینه های بسیاری را به کشور ما تحمیل کرد، اما با کلیت حرف ایشان موافق هستم و توافق تهران را توافقی مثبت و در راستای منافع ملی می دانم؛ به قول معروف «جلوی ضرر را هر وقت که بگیرید، منفعت است».


توضیح اینکه چرا توافق تهران را کاملا در راستای منافع ملی می دانم کمی دشوار و مفصل است. مشروح دقیقش را اگر بخواهید می توانید در نامه «جمعی از فعالان سیاسی» که عمدتا چهره های ملی و ملی-مذهبی هستند بیابید. من در اینجا تنها به صورت خلاصه تاکید می کنم اگر از جنبه اقتصادی به ماجرا نگاه کنیم بدون تردید این توافق نامه احتمال افزایش تحریم ها را کاهش می دهد (هرچند که نمی تواند آن را کاملا منتفی کند) و راه را برای ادامه حیات صنعت و اقتصاد تضعیف شده ملی همچنان باز نگه می دارد. نیازی به تکرار این حقیقت نیست که طی 30 سال گذشته بزرگترین فشار ناشی از تحریم ها بر دوش جامعه ایرانی وارد شده و آن را ضعیف و آسیب پذیر کرده است.


اما اگر از جنبه اصلاحات سیاسی و حرکت دموکراسی خواهی ملی نیز بخواهیم به این ماجرا نگاه کنیم باز هم من گمان می کنم توافق تهران می تواند دو دستاورد عمده داشته باشد. نخست اینکه پرونده هسته ای ایران هر چه سریع تر از صدر اخبار جنجالی خارج شود به سود دموکراسی خواهان ایرانی است چراکه از یک سو مجامع بین المللی فرصت می یابند تا تمرکز بیشتری بر روی مسئله نقض حقوق بشر در ایران پیدا کنند و از سوی دیگر یکی از ابزارهای جنجالی در داخل کشور نیز از بین می رود. در حال حاضر دولت بزرگترین مسئله ملی را پرونده هسته ای معرفی کرده و جنجال رسانه ای خود را بر روی آن متمرکز می کند. اما اگر این جنجال پایان پذیرد، باز هم این دولت می ماند و مطالبات معوقه ملی. گرانی و فقر و تورم و بیکاری که دیگر نمی توانند در سایه جنجال خبری پنهان شوند.


جنبه دوم اینکه تداوم حرکت ایران در مسیر نادرست پیشین در پرونده هسته ای، هر لحظه احتمال حمله نظامی به کشور را افزایش می داد. (هرچند محدود و نه به قصد اشغال نظامی کشور) طبیعی است که در چنین شرایطی موضع نیروهای میانه روی داخل نظام تضعیف شود و دستگاه سرکوب در برخورد و با نیروهای معترض داخلی یک دست تر و بی پرده تر عمل کند. اما هنگامی که فشارهای بین المللی کاهش یابند تضادهای درونی فرصت ظهور و بروز بیشتری خواهند یافت که بدون تردید می تواند مسیر جنبش دموکراسی خواهی را هموارتر سازد.



پی نوشت:

- آقای مهاجرانی در یادداشت خود معترضین به توافق تهران را «برخی فعالان سیاسی که در انتظار حمله آمریکا و اسراییل به ایران هستند» معرفی کرده است. واقعا برای ایشان متاسفم که در دو یادداشت پیاپی اینگونه اندیشه های متفاوت با خود را مورد زشت ترین حملات قرار می دهد و برای نقد آنها پیش از هرچیز واقعیاتشان را قلب می کند و تقلیل می دهد. فراموش نکنیم ایشان در یادداشت پیشین خود نیز طیف «سکولار» جنبش سبز را در جماعتی خلاصه کرد که «به مبانی دینی مردم حمله می کند، به پیامبر اسلام یورش می برد، قرآن مجید را یاوه معرفی می کند...».