۸/۲۷/۱۳۸۸

آواز قو-تراژدی با کمدی اضافه

این روزها تیاتر کلاسیک بازار داغی ندارد؛ اما «تراژدی با کمدی اضافه» همرنگ جماعت نشد است. «اسماعیل شفیعی» نمایش نامه «آنتوان چخوف» را بدون هیچ تلاشی برای گنجاندن ایده های مدرن ابتکاری به اجرا درآورده تا مشخص شود تیاتر کلاسیک هیچ گاه از یادها نخواهد رفت و همیشه هوادارن خاص خود را دارد.

پرده اول نمایش با عنوان «آواز قو»، روایت تنهایی یک بازیگر تیاتر است؛ پیرمردی که در دوران کهولت دچار این نگرانی شده که شاید مسیر زندگی را اشتباه طی کرده است و در پایان راه، نصیبی جز تنهایی نداشته است. نمایش در فضایی نسبتا تاریکی به اجرا در می آید که تنها نور دو شمع دانی، به مدد انعکاسشان در چندین آینه پی گیری وقایع را برای مخاطب امکان پذیر می سازد. طراحی صحنه کاملا با فضای نمایش همخوانی دارد، اما مشکل اینجا است که تحمل چنین فضایی، با توجه به روایت نسبتا خطی و کم تنش نمایش برای مخاطب دشوار است. شاید همین دشواری نیز سبب شده که پرده اول نسبتا ملال انگیز روایت شود و بی هیجان به پایان برسد. با این حال فضا به ناگاه در پرده دوم تغییر می کند. این تغییر فضا نیز درست هماهنگ با تغییر تم نمایش از تراژدی به کمدی است. پرده دوم با نام «تراژدی با کمدی اضافه» که داستانی متفاوت را با قالبی طنز روایت می کند به آرامی خستگی پرده اول را از ذهن مخاطب می زداید و تا آنجا پیش می رود که تماشاگر بی حال شده در پایان پرده اول، در انتهای نمایش توان ایستادن و تشویق کردن را باز یابد!


در کل لذت بردن از تماشای «تراژدی با کمدی اضافه» کمی دشوار است؛ با این حال اگر به نفس تیاتر، به صرف «تیاتر» بودنش علاقه داشته باشید گزینه خوبی است تا خاطره نمایش های کلاسیک را در ذهن شما تجدید کند. در چنین حالتی شما حتی می توانید در تمام مدت نسبتا طولانی میان دو پرده که دکور در حال تغییر است، گام به گام تغییرات را به عنوان بخشی از نمایش پی گیری کنید و از چنین سادگی عریانی که به خوبی یادآور فضای کلاسیک تیاتر است لذت ببرید.

پی نوشت:
تصویر این پست عکسی از بخش پایانی پرده اول است.
دو نگاه متفاوت به نمایش را از اینجا و اینجا بخوانید و مجموعه ای از تصاویر آن را از اینجا ببینید.