۳/۲۴/۱۳۸۹

باری که بر دوش وبلاگستان است

در جریان کنفرانس خبری مشترک موسوی و کروبی، خبرنگار سایت «امروز» پرسش مفصلی مطرح می کند که به تعبیر موسوی «خود سوال تشریحی است و یک مقدار جواب خودش را در خودش دارد». اشاره این خبرنگار به یک تقسیم بندی ویژه از ارکان سه گانه آگاهی اجتماعی است که وی آنها را بدین ترتیب برمی شمارد: «اطلاعات» (شامل اخبار و تحلیل ها)، «زیرساخت ارتباطی» (شبکه های اجتماعی) و «پیش نیاز آموزشی».


این خبرنگار در توضیح «پیش نیاز آموزشی» می گوید: «به دور از القاء هرگونه پیش داوری در گیرنده های اطلاعات (شهروندان جامعه)، برای فهم صحیح اطلاعات منتشر شده در شبکه اجتماعی نیاز است پیش نیازهای آموزشی لازم که به فهم اطلاعات منتشر شده کمک می کند در دسترس شهروندان (گیرنده های شبکه) قرار گیرد. تا حدودی ارتقاء سطح آموزشهای اجتماعی در دوران ۸ ساله اصلاحات به همراه موج جهانی شدن که در فضای مجازی جاری است، توانست این پیش نیازها را به قشر متوسط جامعه آموزش دهد ولی کماکان بخش عمده ای از اجتماع از این پیش نیازها محرومند».


از نگاه من، نگاه تیزبین این پرسش گر ناظر به خلاء موجود میان بیانیه های سران جنبش و توده مردم است. بیانیه هایی که دست کم برای پرهیز از طویل گویی و کسالت باری، بسیاری از مسایل عمیق و مشکلات جامعه را به اشاره و فهرست وار برمی شمارند و راهکار و جایگزین های پیشنهادی جنبش سبز را تنها در حد سرفصل ارایه می کنند. چنین خلاصه گویی هایی بدون تردید محتوایی آماده برای مخاطب عام نخواهند بود. در موارد دیگر کار از این هم فراتر رفته و حتی دلیل اتخاذ برخی مواضع از سوی رهبران نیز برای مخاطب عام مشخص نمی شود*. در هر دوی این حالات، نیاز به گروهی واسط احساس می شود که به شرح و تفسیر بیانیه ها، مواضع و حتی راهکارهای پیشنهادی رهبران جنبش پرداخته، دستمایه های اولیه را به خوراک خبری قابل مصرف برای مخاطب عام بدل سازند.


به گمان من در نبود فضای مطبوعاتی سالم و در شرایطی که تنها رسانه های جنبش سبز به فضای مجازی منحصر شده اند، پر کردن فاصله میان سران، رهبران، چهره های شاخص و صاحب نظران جنبش با مخاطب عام را می توان از وظایف و مسوولیت های وبلاگستان به شمار آورد. این بدان معنا نیست که برای وبلاگ نویسان لزوما امتیاز ویژه ای نسبت به آنچه «مخاطب عام» خوانده می شود قایل شویم، بلکه این ادعا ناظر بدین استدلال است که وبلاگ نویسان، حتی اگر در زمینه هایی تخصص لازم برای شرح و تفسیر مواضع و راهکارهای جنبش را نداشته باشند، باز هم می توانند با طرح مسئله و به راه انداختن فضای بحث و گفت و گو به شفاف سازی این مسایل کمک کرده و دست کم فضایی را ایجاد کنند که مخاطبان خود پاسخ نهایی را استنتاج کنند.


پانویس:

* گمان می کنم صدور بیانیه 17 و همچنین بیانیه مشترک لغو کننده راهپیمایی 22 خرداد از نمونه هایی بودند که نیاز به توضیح و تشریح دلایل صدور آنها به مخاطب عام کاملا احساس شد.