۱۲/۲۳/۱۳۸۸

چهارنگاه به آخرین گفت و گوی میرحسین- بخش چهارم – ملاکی برای سبز بودن

خانم ف. یک کارشناس ارشد سیستم بانکی و البته یکی از فعالان جنبش سبز است. خانم ف. تقریبا در تمامی تجمعات پس از کودتا شرکت کرده و بارها به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است به نحوی که آثار کبودی همچنان بر روی بدن وی باقی مانده اند. خانم ف. صبح ها که وارد اداره می شود ابتدا صبحانه مختصرش را در دفتر اختصاصی خود میل می کند. سپس به سراغ اینترنت پرسرعت بانک می رود و به هر زحمتی شده از فیلترینگ عبور کرده و اخبار روز را پی گیری می کند. وی حتی سعی می کند از طریق ای-میل این اخبار را در اختیار دیگران هم قرار دهد و یا مطالب خواندنی را پرینت بگیرد تا به خانه ببرد. خبرخوانی خانم ف. تقریبا تا ظهر به طول می انجامد. زمانی که باید به خوردن ناهار و البته اقامه نماز بگذرد. خانم ف. هیچ گاه نمازش را ترک نمی کند. پس از ناهار و نماز خانم ف. پشت کامپیوترش بازمی گردد تا خاطرات آقای منتظری را که از اینترنت دانلود کرده است مطالعه کند. البته گاه حجم مطالعات خانم ف. را خسته می کند و برای رفع این خستگی زمانی را به بازی های ساده رایانه ای می گذراند. ضمنا خانم ف. آموزش زبان را هم فراموش نمی کند و با استفاده از یک نرم افزار، روزانه چند واژه و اصطلاح جدید انگلیسی یاد می گیرد. خانم ف. به عنوان یک کارشناس ارشد بانکی اعتقاد دارد که سیاست های احمدی نژاد بانک های کشور را به ورشکستگی کشانده است. قطعا نظرات کارشناسانه وی در مورد سیاست های غلط بانکی دولت مورد تایید بسیاری دیگر از کارشناسان اقتصادی قرار خواهد گرفت، با این حال خانم ف. هیچ گاه به بازده کارکنان بانک و میزان حقوق و مزایای آنها در قبال فعالیتی که تقریبا انجام نمی دهند اشاره نمی کند.


خانم ف. مادر نمونه ای هم هست. یک پسر و یک دختر خانم ف. نیز همواره نمادهای سبزی به همراه دارند و اگر با مخالف خانم ف. مواجه نشوند علاقه دارند تا در تمامی راه پیمایی های اعتراضی شرکت کنند. خانم ف. که یک فرد متدین اما روشنفکر است برای نگارنده روایت کرده است که به دلیل داشتن دیدگاهی باز، علی رغم داشتن اطلاع از روابط دوستانه پسر خود با چند دختر نوجوان، وی را به دلیل این رفتارش مورد مواخذه قرار نمی دهد. هنگامی که نگارنده از خانم ف. پرسید که آیا حاضر است رفتاری مشابه را برای دخترش هم در پیش بگیرد تقریبا خوش شانس بود که جان سالم به در برد. خانم ف. به هیچ وجه حاضر نیست دخترش به فساد و فحشا کشیده شود. ناگفته پیدا است که خانم ف. از تبعیض های جنسیتی و سیاست های فرهنگی نادرست حاکمیت کنونی بسیار گلایه مند است.


خانم ف. یکی از منتقدان سرسخت رابطه سالاری به جای ضابطه سالاری در نظام فاسد اداری است. وی به خوبی اطلاع دارد که احمدی نژاد و دیگر مسوولین دولتی چه پست هایی را میان اقوام و نزدیکان خود تقسیم کرده اند. وی همچنین به خوبی می داند که مدیران منتصب احمدی نژاد حتی در مواردی بانوانی را که هیچ گونه سابقه و یا تخصص بانکی ندارند در برخی مدیریت های بانکی به کار گماشته اند. (از روابط این مدیران و این بانوان شایعات زیادی هم به گوش می رسد) البته خانم ف. بجز یک کارشناس نمونه و وظیفه شناس، یک فرد خیر و نوع دوست هم هست، به همین دلیل تا کنون با استفاده از نفوذ خود، برای بسیاری از آشنایانش (از جمله نگارنده محترم) که آنها را محتاج تشخیص داده از نظام بانکی وام های کم بهره یا بدون بهره دریافت کرده است. در ضمن خانم ف. برخی از این افراد را نیز به نظام بانکی معرفی کرده و پس از ورودشان به این سیستم آنها را به نوعی «راهنمایی» کرده که بتوانند خیلی زود «پیشرفت» کنند.


***


چه ملاکی برای سبز بودن داریم؟ مدت ها است که ناچاریم نمادهای سبزمان را کنارگذاشته و یا مخفی کنیم. در این مدت چگونه خود را «سبز» معرفی کرده ایم؟ آیا باید بپذیریم که با کنارگذاشتن دستبندهای سبز رنگ جنبش سبز نیز نابود شد؟ آیا هیچ ملاک دیگری برای تشخیص یکی از علاقمندان و معتقدان به جنبش سبز از دیگران وجود ندارد؟ آیا می توانیم بدون هیچ گونه اشاره مستقیم سیاسی و صرفا با رفتارمان در محیط هایی که قرار داریم به دیگران نشان دهیم که یک فعال جنبش سبز هستیم؟ مهندس موسوی اینگونه می اندیشید: « سبز بودن به لباس و نماد نیست. سبز بودن به رفتار و اخلاق است. اگر این اصل مهم مورد توجه قرار گیرد و اعضای جنبش یکدیگر را به رعایت آن توصیه کنند، قطعا از آسیب هایی که ممکن است عده ای در لباس جنبش سبز انجام دهند جلوگیری خواهند کرد».


***


خانم ف. همچنان و با شور و اشتیاقی مثال زدنی برای پیروزی نهایی جنبش سبز لحظه شماری می کند و تا آن زمان از هر فرصتی که بتواند برای تبلیغ جنبش سبز بهره خواهد گرفت.