۱۲/۲۳/۱۳۸۸

جای خالی یک رهبر خردمند

سه روز پیش و با درگذشت «شیخ محمد طنطاوی»* جهان اسلام دچار ضربه ای شد که گمان نمی کنم به این این زودی ها توان جبران و بازسازی آن را داشته باشد. بزرگترین رهبر معنوی مسلمانان جهان به طرزی باورنکردنی یکی از روشنفکرترین چهره های مسلمان هم بود. کسی که می توانست درک کند حجاب، دست کم در دنیای مدرن اروپایی دیگر جایگاه و توجیهی ندارد، لزوم مجاز شمردن سقط جنین را دست کم در موارد تجاوز پذیرفت، روبنده زنان را حتی در دانشگاه مذهبی مصر ممنوع اعلام کرد و یک بار برای همیشه، با حرام خواندن عملیات انتحاری، رویای پرواز یک شبه تروریست های مسلمانان به بهشت را آشفته ساخت.


گمان نمی کنم به این زودی ها چهره ای جایگزین شیخ طنطاوی شود که هم از نظر نفوذ و مقبولیت با او برابری کند و هم از نظر اندیشه، توانایی و شهامت نوآوری هایی به سبک او را داشته باشد. چنین باوری اگر حقیقت داشته باشد، می تواند زنگ خطری هم برای غیرمسلمان های جهان باشد. وقتی طنطاوی هم نمی توانست به صورت کامل جلوی افراطیون اسلام گرا را بگیرد، معلوم نیست پس از او فرمان های گاه و بی گاه جهاد علیه غرب چه عواقب فاجعه باری به دنبال خواهند داشت.


پی نوشت:

* متاسفانه منابع ایرانی از جمله سایت «عصر ایران» که من به آن لینک داده ام تلاش می کنند تا با شبهه انگیز نشان دادن ملاقات طنطاوی با مسوولین اسراییلی و آمریکایی، در وجهه مذهبی و مستقل این رهبر مسلمان خدشه وارد کنند. اما حقیقت این است که مشکل اصلی جمهوری اسلامی با شیخ طنطاوی، رهبری مسلمانان جهان است که منابع دولتی در ایران سعی می کنند آن را نصیب رهبر نظام خود بدانند. رهبری که در داخل کشور خودش هم با بحران مشروعیت مواجه است اما همچنان علاقه دارد حتی صدها میلیون مسلمانی که اصلا از لحاظ مذهبی با او هم عقیده نیستند رهبری اش را به رسمیت بشناسند.