۱۲/۱۹/۱۳۸۸

توضیح یک تیتر ناتمام

وقتی مطلب «امتداد بی پایان کلمات به ظاهر کوتاه» را می نوشتم، حرفی درون ذهنم بود که خلاصه اش همان تیتر مطلب می شد. اما توضیح مطلب بیش از هزار کلمه به طول انجامید که قیدش را زدم. نتیجه آن شد که بعد از انتشار متوجه شدم آنچه منتشر شده به هیچ وجه ارتباطی با تیتر مطلب ندارد. در واقع حرفی را که می خواستم بزنم اصلا نگفتم. پس اینجا دوباره همان تیتر را تکرار و دنبال می کنم.


خیلی رایج است که در میان گفت و گوهایمان، پذیرش مطالب و یا مفاهیمی را مشروط می کنیم. برای مثال می گوییم یا می شنویم: «من با آزادی موافقم، اما نباید به هرج و مرج برسد». قیدهایی شبیه «هرج و مرج» علی رغم ظاهر ساده و حتی بدیهی خود در ابتدای امر، هیچ گاه تعریف مشخص و ثابتی ندارند. در واقع اگر چنین قیدهایی برای شفاف سازی مفهوم کلی «آزادی» به کار گرفته شوند، نه تنها برای رسیدن به مقصود هیچ کمکی به ما نخواهند کرد، بلکه خود بر مبهم بودن مفهوم اولیه خواهند افزود و اگر تا پیش از ناچار بودیم برای به توافق رسیدن بر سر حدود آزادی با یکدیگر گفت و گو کنیم، حالا علاوه بر آزادی، باید بر سر حد و مرز و «هرج و مرج» هم چانه بزنیم.


در نمونه مشخصی که در یادداشت پیشین مطرح شد، نویسنده وبلاگ «گناهکار» تلاش کرده تا با قرار دادن قید «بی بند و باری» برای فعالیت های برابری خواهانه زنان چهارچوب مشخصی تعیین کند؛ اما عملا هیچ کاری نکرده است بجز باز کردن یک بحث طولانی و حتی بی انتهای جدید: «چهارچوب بی بند و باری کجا است»؟ نگارنده شاید بدون دقتی خاص مثالی در این مورد زده است: «افراد نمی‌تونن با قانون چندهمسری مخالفت کنن اما خودشون از اون طرف با ادعای فمینیست بودن٬ در کمتر از ۱۲ ساعت با چند نفر همبستر بشن٬ یا چند شریک جنسی داشته باشن». این کلام به ظاهر ساده می تواند با پرسش ها و پیامدهای بی انتهایی مواجه شود: اگر 12 ساعت برای تغییر شریک جنسی مدت کوتاهی است و بی بند و باری نام خواهد گرفت، پس چه مدت زمانی برای آن کافی است؟ 24 ساعت؟ یک هفته؟ یک ماه؟ یک سال؟ چه کسی این مرز را مشخص خواهد کرد؟ چه کسی صلاحیت دارد در این زمینه حکمی کلی صادر کند؟


واژه هایی که ما در گفتار و یا نوشتار خود به کار می بریم گاه بسیار کوتاه و گذرا به نظر می آیند؛ اما نباید فراموش کنیم پژواک آنها می تواند برای مدت ها در فضا باقی بماند.