۱۱/۲۶/۱۳۸۷

من هم شرمگینم

در مرور تاریخ 50 ساله دوران سلطنت ناصرالدین شاه، تنها صداهای مخالفی که من به آنها برخورد کردم قیام های پراکنده بهاییان بود. قیام هایی که سرکوب آنها از همان دوران ولیعهدی ناصرالدین شاه و اعدام علی محمد باب توسط امیرکبیر آغاز شد. در مطالعه جریان این قیام ها نکته ای به نظرم رسید که شاید می تواند ریشه اولیه ایجاد نفرت نسبت به بهاییان در قلب شیعیان افراطی باشد. ناصرالدین شاه هیچ گاه نتوانست برای سرکوب صدای تنها حرکت سازمان یافته مخالف خود توجیهی پیدا کند؛ خیلی طبیعی به نظر می رسد زمانی که توجیه سیاسی برای سرکوب مخالفان وجود ندارد، پادشاه قاجار دست به دامن دین شود و با بهره گیری از دستگاه روحانیونی که تحت حمایت دربار بودند بهاییان را مرتد و مهدورالدم جلوه دهد.

دلیل رانده شدن مذهب بهاییت از سوی شیعیان هرچه که باشد هیچ توجیهی برای سرکوب های خونین این گروه در 150 سال اخیر کشور وجود ندارد. سرکوب هایی که هرچند زمانی در پاسخ به اقدامات سیاسی آنها انجام شد، اما سال ها است که تنها و تنها جنبه عقیدتی پیدا کرده است. به تازگی جمعی از از دانشگاهيان، نويسندگان، هنرمندان، روزنامه نگاران و فعالان ايرانی در سراسر جهان نامه سرگشاده ای خطاب به جامعه بهاییت منتشر کرده اند و در آن به دلیل سکوت در برابر 150 سال سرکوب این گروه اظهار شرمندگی کرده اند. من هم در اینجا تاکید می کنم که یکی از این شرمندگان هستم.

پی نوشت:
عکس مربوط به تخریب قبرستان بهاییان است. فیلم تخریب قبرستان بهاییان در اصفهان را از اینجا ببینید.

با عضویت در خبرخوان، «مجمع دیوانگان» را از طریق «خوراک خوان» پیگری کنید