۲/۰۱/۱۳۸۹

چرا دولت اینقدر میوه وارد می کند؟

بحث سرقت کشتی حامل پرتغال ایران توسط دزدان دریایی با انتشار اطلاعات جدیدی از این کشتی مجددا داغ شده است. (از فارس بخوانید) به این بهانه برایم جالب شد که بار دیگر این پرسش را مطرح کنم که اساسا چرا باید کشوری مثل ایران چنین حجم بالایی از واردات میوه داشته باشد؟ ارسال محموله پنج هزار تن پرتغال از مصر به ایران تنها بخش کوچکی از حجم واردات میوه طی سال های اخیر است؛ آن هم در حالی که دست کم در همین مورد خاص، پرتغال ایرانی از کیفیت و مرغوبیت بالایی برخوردار بوده و در حجم بسیار بالایی در کشور تولید می شود. از نگاه من سه دلیل می توان در توجیه این سیاست گذاری دولتی متصور شد.


1- کاهش قیمت ها – ناگفته پیدا است که قیمت فروش اکثر میوه های وارداتی، بسیار پایین تر از تولیدات داخلی است. هرچند این پایین بودن قیمت در بسیاری از موارد با پایین بودن کیفیت همراه می شود، اما در شرایط دشوار اقتصادی، برای بیشتر شهروندان کیفیت کالا در رتبه دوم اهمیت پس از قیمت آن قرار می گیرد. این سیاست هرچند می تواند در کوتاه مدت افزایش سرسام آور قیمت های بازار میوه (مثلا در آستانه نوروز) را کنترل کند، اما در دراز مدت با ورشکست کردن کشاورزان و باغداران، عملا ظرفیت های داخلی را برای تولید از بین می برد و اولا سبب می شود کشور به صورت پیوسته به این واردات محتاج بماند. ثانیا تولید کنندگان خارجی که به مرور بازار ایران را خالی از رقبای داخلی می بینند توان افزایش قیمت را بیابند*. در نهایت این نکته نیز باید در نظر گرفته شود که تداوم چنین وضعیتی تنها در گرو تداوم درآمدهای بالای ارزی از قبل فروش نفت است و در صورتی که اخلالی در کسب این درآمدها ایجاد شود بازار میوه در کشور با ضربه های سنگین تورمی مواجه خواهد شد.


2- رانت خواری واردکنندگان – در اقتصاد انحصاری و غیر شفاف ایران، همواره رانت های کلانی چون انحصار واردات در اختیار کسانی قرار می گیرد که یا در رتبه های بالای حاکمیت قرار دارند و یا با عناصر تاثیرگذار در حاکمیت ارتباط نزدیکی برقرار کرده اند. این باندهای مافیایی می توانند برای افزایش درآمد حاصل از رانت واردات خود، سیاست گذاران و تصمیم گیران دولتی را به تغییر سیاست های حامی تولید به سیاست واردات محور تشویق کنند.


3- اما سومین دلیلی که من گمان می کنم ریشه اصلی سیاست گذاری های چند سال اخیر است، نیاز دولت به تبدیل ارزهای به دست آمده از فروش نفت به ریال است. پیش از این هم در یادداشتی اشاره کرده بودم که دولت در تبدیل درآمدهای سرشار نفتی خود به ریال دچار مشکل است. اقتصاد راکد و ضعیف داخلی توان جذب این حجم انبوه از درآمدهای ارزی را ندارد**. صنایع ملی آنچنان گسترش پیدا نکرده اند که بتوانند این میزان از درآمد ارزی را صرف واردات مواد اولیه و قطعات مورد نیاز برای تولید کنند. در چنین حالتی دولت برای اینکه بتواند درآمدهای ارزی خود را مصرف کند دو راه بیشتر پیش رو ندارد. راه اول اینکه دلارها را به بانک مرکزی داده و سیاست انتشار پول را در دستور قرار دهد که بارها تکرار شده و اثرات ویرانگر تورمی آن نیز همچنان ادامه دارد. راه دوم اینکه دولت به صورت غیر مستقیم این ارزها را به مردم بفروشد. به عنوان نمونه در همین مورد واردات پرتغال دولت می تواند صدها میلیون دلار هزینه واردات پرتغال را در اختیار وارد کنندگان قرار دهد و در برابر به ازای فروش این محصولات در بازار داخلی ریال دریافت کند. به این صورت دولت در واقع به صورت مجازی توان جذب درآمدهای ارزی در داخل کشور را بالا برده است.


پی نوشت:

* عوارض ناشی از بیکاری کشاورزان و باغداران خود بحث مفصلی است که می توان آن را با شرایط سال های پایانی دهه چهل و سال های ابتدایی دهه پنجاه و وضعیت کشور پس از اجرای سیاست های اصلاحات ارزی مقایسه کرد.

** توزیع مستقیم درآمدها در ایران غیرعملی است