۱/۳۱/۱۳۸۹

یک جوابیه از سوی خانم ف

یادداشت «چهارنگاه به آخرین گفت و گوی میرحسین- بخش چهارم – ملاکی برای سبز بودن» که حدودا یک ماه پیش در این وبلاگ منتشر شد جوابیه ای دریافت کرده که نگارنده آن دلایل نگارش این جوابیه را به این شرح توضیح داده است: «نمیدونم 26یا27 اسفند بود که مطلب تو تحت عنوان چهار نگاه به آخرین ...و معرفی خانم «ف» خوندم وصرف نظر ازاینکه خانم «ف» نمایه کامل من باشد یا شخصیت نمادینی برگرفته ازبرخی ویژگیهای من، بعلت اینکه درجاجای متن ازسیستم بانکی و یاکارکنان بانکها سخن به میان آمده شده بود و بعضی داوریهای غیرمنصفانه دراین موردانجام شده بود سکوت راشایسته ندانسته و بیدرنگ پاسخی تهیه کرده و دربخش نظرات قراردادم». گویا این جوابیه به دلیل مشکلات اینترنتی منتشر نشده تا اینکه امروز و از طریق ای-میل به دستم رسید. ضمن تشکر از نگارنده این جوابیه و اظهار خوشحالی زایدالوصف خود از دریافت آن، جوابیه را از آن بخشی که گمان می کنم به قصد انتشار نوشته شده به صورت کامل در زیر می آورم:


1- بدان که رنجیدگی درکار نیست و اگر هست مربوط میشود به دلخوری از قضاوتهای عجولانه و تنها به قاضی رفتن ها و شادمانه، برگشتن هات است، درست است خبرخوانی خانم ف گاهی تاظهربطول میکشد و این مربوط به معدود اوقاتی است که هیچ کاری به وی محول نشده باشد و در عوض گاهی چندان از اخبار روز به دور می افتد که همه حتی خود نگارنده محترم را نیز شگفت زده میکند چرا که خانم ف فرصت نداشته تا اخبار را بخواند و از صبح تا پاسی از غروب به انجام کارها مشغول بوده و گاه تتمه کار را در خانه انجام داده است. اصولاً کارکارشناس در یک سازمان به نوعی جنبه نظارتی دارد؛ چیزی در مایه مهندسین ناظرساختمان که با وجود اینکه نقش بی انکاری را در یک پروژه بعهده دارند لزوماً نمیبایست تمام مدت مصالح جابجا کنند و یا در این مورد خاص پول دریافت و پرداخت کنند و چک پاس کنند. مجالی نیست که از تأثیر کار سپر بلا گونه آنان در سازمان در قبال ارگانهای خارج و در مقام پاسخگویی بگویم.


2- در مورد بازده کاری و حقوق و مزایای کارکنان بانک و میزان فعالیت آنان بهتراست نگارنده محترم اوقاتی از روز را به قصد کار باارزش تحقیق، کار باارزشتر خود را ترک کرده و در ساعات میانی روز به شعب بانکها مراحعه و چایی های نخورده سردشده آنان را و میزان صبر و تحملشان را به نسبت سایر پرسنل در قبال ارباب رجوع ازنزدیک مشاهده کنند و سپس قضاوت کنند. ضمن اینکه به یادداشته باشند که کارشناسان بانک حدوداً1تا2درصدپرسنل راتشکیل میدهند.


3- اکثرمردم وامهای دریافتی پرسنل بانک را باحقوق و مزایای دریافتی اشتباه میگیرند گاهی حقوق دریافتی واقعی یک کارمند کمتر از یک چهارم اصل حقوق اوست وسه چهارم بقیه نیز صرف بازپرداخت اقساط همان وامها میشودکه اکثراً با همان نرخ بهره ویژه مشتریان بدانها اعطامیشود بدون اینکه سیستم بانکی نگران معوق ماندن چنین مطالباتی باشد و البته که ماکارمندان بانک از امکان دریافت وامهای پرسنلی خدا را شاکریم و آنرا از نوع مزایای بسیاری از سازمانها برای کارکنان خود از قبیل امکانات ارتش در واگذاری خانه های سازمانی و نچشیدن طعم تلخ مستأجری و بن های پر برکت اتکا، تعطیلات و ساعت کاری پرسنل اموزش وپرورش، امکانات وسیع کارکنان وزارت نفت ،شهرداری و...میدانیم.


4- ساعت کاری کارکنان بانکها بیش ازتمام سازمانهای دیگربوده وبدین خاطرخانم ف وبسیاری ازخانمهای دیگربهترین روزهای جوانی ومادری خود را در کارزار وکشمکش خانواده برسر نگهداری از فرزند فنا کردند و هرشب ازخودمی پرسندکه آیا اگر در ایام تعطیل و تابستان و بیماری و... مجبور نبودند کودکان را ازخود دور کنند بازهم این شکاف عمیق را در روابطشان بافرزندانشان احساس میکردند؟


5- خانم ف تاکنون از نفوذ خود حتی یک ریال ازسیستم بانکی برای کسی وام نگرفته وتنها نقش او در وامهای سیستم بانکی این بوده که باوجه الزمان قراردادن حقوق ماهانه خودضمانت برخی وام گیرندگان راتقبل کرده وگهگاه به همین دلیل خسارت رااز جیب خود پرداخت نموده است. اما در مورد وامهای که ایشان برای نزدیکان خود گرفته اندتماماًنه ازسیستم بانکی بلکه ازصندوقهای تعاون کارمندی که ازطریق جذب حق عضویت های ماهانه بین گروههای مختلف آنان تشکیل میشود گرفته وخانم ف در سررسید تعلق گرفتن وام به خود به رسم وظیفه وام دریافتی ازصندوق رادراختیار عزیزان خودقرارداده و معادل اقساط برداشته شده از حقوق خود را مستقیماً از آنان دریافت و یاتوسط استفاده کننده از وام به حساب صندوق واریز میگردد.


6- طبق اطلاع نگارنده خانم ف دردومرحله از روز به خبرخوانی و وب گردی میپردازد: بعدازصبحانه تاوقت نهار و نماز و سپس بعد از نماز تا آخر وقت اداری و در فاصله خستگی و بمنظور اجتناب از زدن چرت در هنگام وب گردی نیز به انجام بازیهای کامپیوتری میپردازد و بالاخره این خانم به ظاهر سبز یک لقمه نان حلال تاکنون به دندان نکشیده است و معلوم نمیگردد سازمان وی به چه دلیل به ایشان حقوق میپردازد بالاخص که از کتک خورها و زبان درازهای کل تجمعات نیز محسوب میگردد در این رابطه قضاوت رابه خوانندگان وخود نگارنده وامیگذارد...


7- درست است خانم ف باتمامی روشنفکرنمایی خود از ارتباط دخترخود باپسری میهراسد وآنرانمی تابدوتحول دراین تفکرخودرا به زمانی موکول میکنند که آسیب پذیری دختران وپسران به برابری برسد و یا مثلاً خود نگارنده خود را راضی با ازدواج با دختری کنندکه از اختیارکردن دوست پسر به هراندازه ابایی نداشته باشد و...


8- استخدام در بانک از طریق شرکت در آزمون و موفقیت در آن انجام پذیراست تا آنجا که به یاد دارد خانم ف تاکنون در استخدام شخصی دخالت نداشته و راهنمایی جهت قرارگرفتن در مسیر شغلی مناسب از راهنمایی های است که به سبب تجربه وشغل موردتصدی فراگرفته وبدون تبعیض در اختیار هر درخواست کننده ای قرار میداده و خواه دداد، قطعاًاگرخانم ف راههای سریع پیشرفت را میدانست خود بابیش از20سال سابقه و تحصیلات دانشکاهی اندر خم یک کوچه نمی بود و مانند بسیاری دیگر از همکاران خود باسوابق وتجربیات کمترتاکنون برمسندی نش ...


توضیح:

1- ناتمام ماندن جملات پایانی مربوط به ایرادی در ای-میل دریافتی است.

2- هرچند در ابتدای جوابیه اشاره شده که قرار است این جوابیه «صرف نظر ازاینکه خانم «ف» نمایه کامل من باشد یا شخصیت نمادینی برگرفته ازبرخی ویژگیهای من» نوشته شود. ای کاش این پیش فرض رعایت می شد چرا که به واقع خانم ف تنها یک نماد و زاییده ذهن نگارنده این وبلاگ بوده و هست. ناگفته پیدا است برای خلق این نماد که از آن جهت به تصویر کشیدن برخی ناهنجاری های اجتماعی استفاده شده است نیازمند کمک گرفتن از نمونه های حقیقی بوده ام؛ با این حال لزوما هیچ کدام از روایت های ذکر شده در آن یادداشت اتفاقاتی منطبق با واقعیت نیستند و اگر نگوییم از اساس بی پایه بوده اند، دست کم با اغراق های مورد نیاز جهت اهداف نگارنده همراه بوده اند. خوشحال تر می شدم اگر در انتقاد از آن یادداشت هم نمادگرایی زیر پا گذاشته نمی شد و ادعاهای نگارنده با استناد به یک عملکرد یک شخصیت حقیقی رد نمی شدند.

3- در بخشی از جوابیه اشاره ای به تمایلات نگارنده در زمینه ازدواج و دیدگاه وی به دختران و روابط آنها شده است. اگر پایبندی به انتشار بی کم و کاست جوابیه ناچارم نمی کرد قطعا این بخش از یادداشت را حذف می کردم. اما در شرایط فعلی تنها می توانم تذکر دهم نگارنده جوابیه در این مورد خاص هیچ گونه دیدی نسبت به دیدگاه های اینجانب ندارد و بنده هم به هیچ وجه فعلا قصد ندارم در این مورد توضیحی بدهم.