۱/۲۹/۱۳۸۹

مسیر یک انقلاب در دست شعبان بی مخ ها

سناریو اول در دوپرده:


پرده اول – دولت ابوالحسن بنی صدر با پیروزی قاطع وی در انتخابات بر روی کار آمده است. رییس جمهور محبوب (با کسب 76درصد آرا) تصمیم دارد تا در سالگرد وفات دکتر مصدق در دانشگاه تهران سخنرانی کند. جبهه ملی، حزب ملت، سازمان مجاهدین خلق، حزب رنجبران، حزب توده، سازمان پیکار، اتحادیه کمونیست ها و سازمان طوفان نیز ضمن حمایت از این اقدام رییس جمهور برای همکاری اعلام آمادگی می کنند. در برابر، «حزب اللهی نیز با آماده کردن پارچه نوشته ای بزرگ که در آن عکس مصدق در حال بوسه زدن بر دست ثریا دیده می شد جماعتی حدود 1000 نفر را آماده کرده بودند. سپاه پاسداران نیز با رهبری کلاهدوز و محسن رضایی از حضور در برنامه های محافظت (از رییس جمهور) سرپیچی می کند. جمعی 300 نفره از حزب اللهی ها با رهبری حاجی بخشی 5 ساعت پیش از آغاز مراسم وارد دانشگاه می شوند». (1)


پرده دوم – سخنرانی رییس جمهور کشور شروع می شود. «فریاد: بنی صدر، بنی صدر، بلندگو را قطع کردند! از جانب میلیشیا به گوش می رسد. بنی صدر از پلیس استمداد می جوید تا چماقداران را از دانشگاه بیرون کند ولی پلیس از قبل اظهار داشته بود که تجهیزات لازم برای مقابله را ندارد! بنی صدر اذعان می کن که کاری از پلیس ساخته نیست و به مخالفان اخطار می کند که اگر ماموران انتظامی از عهده دستگیری آنها بر نیایند این کار را به مردم خواهد سپرد»(2) ... «در جایگاه یک سرگرد شهربانی نیز نزد رییس جمهور آمده با حالت گریه می گوید: ما هیچ وسیله ای نداریم»(3) ... «بعدها معلوم می شود که اعضای ستاد نمازجمعه بلندگوها را قطع کرده اند»(4). شعار حامیان رییس جمهور در ابتدای مراسم این است: «چوب چماق شکنجه دیگر اثر ندارد – حزب چماق به دستان در پیشگاه ملت افشا باید گردد، زندانی سیاسی آزاد باید گردد». (5) و پس از شروع درگیری: «نصر من الله و فتح قریب مرگ بر این حزب مردم فریب – چماقدار چماقدار مرگت فرارسیده – مرگ بر بهشتی – بنی صدر بنی صدر افشا کن بهشتی رو رسوا کن – بهشتی بهشتی طالقانی را تو کشتی – مرگ بر آیت کودتاچی».(6)


سناریو دوم در دو پرده:

پرده اول – آقای خمینی طی حکمی در تاریخ 20/03/1360 بنی صدر را از فرماندهی کل نیروهای مسلح برکنار می کند. هرچند بنی صدر همچنان رییس جمهور قانونی و منتخب کشور است اما بدون هیچ بهانه ای «حکم امام کافی بود که بنی صدر را به اختفای کامل ببرد و از لحظه انتشار حکم عملا بنی صدر از کلیه اقتدارات خویش معزول گردید و محل سکونت و کار وی به تصرف سپاه و کمیته درآمد و در پی آن منافقین طی اطلاعیه ای خواستار حفاظت از جان بنی صدر گردیدند». (7)


پرده دوم – «روز بيست و پنج خرداد فرا مي‌رسد. اين روز را مي‌توان چهارده اسفند ديگري دانست با اين تفاوت که در اين روز ضد انقلاب فاقد انسجام و پيوستگي روز دانشگاه بود و حسب اخطار امام، نهادهاي انقلابي با تمام سرعت و تمام نيرو، خود را آماده مقابله کرده بودند. جبهه ملي در پي صدور اعلاميه‌اي بر انتقاد شديد از لايحه قصاص، مردم را جهت يک راهپيمايي در خيابان انقلاب به طرف دانشگاه در بعد از ظهر بيست و پنج خرداد فراخواند، صبح همان روز امام در جمعي از علما و روحانيون استان مازندران و جمعي از اقشار مختلف مردم سيستان و بلوچستان صريحاً شرکت در راهپيمايي را نفي فرموده، جبهه ملي را مرتد خواندند و به نهضت آزادي توصيه کردند طريق خود را مشخص نمايد. در پي آن بلافاصله همه گروهها و نهادهاي انقلابي خود را جهت رويارويي با راهپيمايي آماده نمودند و در اثر فشار شديد قبل از شروع راهپيمايي طي اعلاميه‌اي قبول پيشنهاد راهپيمايي را از طرف نهضت منکر گردد.


بعد از ظهر بيست و پنج خرداد، طيف ضد انقلاب نه چندان فراوان به خيابان انقلاب آمدند ولي ساکت و آرام و بدون برنامه شعار و حتي يک برگ تراکت؛ ولي توفان حزب الله فرارسيد و يکباره راهپيمايي را عليه بنيصدر و جبهه ملي و اتحاد ضد انقلاب دگرگون کرد و شعار «ملي‌ها کوشند؟ - تو سوراخ موشند» همان روز بر زبان حزبالله جاري شد و از حلقوم عاشقان انقلاب چون غرش رعد برميخاست و اجتماع مليگراها شکست خورده، به خانه بازگشتند و آخرين اميد بنيصدر از اين که امکان داشت اجتماع بيست و پنجم خرداد مفري براي وي در پي داشته باشد به يأس مبدل گرديد».


پی نوشت:

1- ویژه نامه نوروزی ایران – مانور قدرت میلیشیا در دانشگاه تهران صفحه 48

2- همان – ص 48و49

3و4 – همان – ص 49

5- همان – ص 48

6- همان – ص 49

7و8- ویژه نامه نوروزی ایران – روند جدایی – صفحه 55