۱۲/۰۶/۱۳۸۸

کار خوبی نبود خانم علی نژاد

مسیح علی نژاد در پست پیشین وبلاگش مطلبی منتشر کرد که در آن ادعا شده بود دختر رحیم مشایی و عروس محمود احمدی نژاد مدتی است که در اعتراض به سرکوب های اخیر، روابط خود را با پدرشوهرش (احمدی نژاد) قطع کرده است. (اینجا بخوانید) ایشان در بخشی از این نوشته برای مدعای خود از چند نفر از خبرنگاران اصولگرا نیز به عنوان شاهد یاد کرده اند. در ادامه این متن به نحوی نه کاملا صریح آمده است که این مطلب دروغی طنزآمیز بوده است. با این حال همانگونه که پیش از این نیز بارها در کشور ما رخ داده است*، این مطلب به عنوان یک خبر جدی گسترش یافته و واکنش های متفاوتی را به همراه داشته است. از جمله اینکه یکی از خبرنگاران اصولگرایی که به عنوان شاهد نامشان در وبلاگ مسیح علی نژاد ذکر شده در یادداشتی وی را «دروغگوی بی شرم» خوانده و این مطلب در خبرگزاری فارس هم بازنشر یافته است. (شرح ماجرا را هم به قلم خود مسیح بخوانید)


«دروغ 13» یک شوخی قدیمی رایج در بسیاری از کشورهای جهان است که جامعه ایرانی نیز با آن بیگانه نیست؛ اما به گمان من، به کارگرفتن یک دروغ به عنوان شوخی و برای تفریح تنها در جوامعی می تواند معنا داشته باشد که دروغ یک پدیده غیررایج و واقعا نادر باشد. متاسفانه شیوه ای که خانم علی نژاد برای شوخی (به بیان خودشان طنز) در پیش گرفته اند و به هیچ وجه هم تازگی ندارد، در جامعه خبری سرشار از دروغ ایران نتایجی کاملا متفاوت به همراه داشته است**. نتایجی که به گمان من برای پیش بینی آنها به هیچ وجه نیازمند بصیرتی ویژه و نگاهی دوراندیش نخواهیم بود. در شرایطی که عجیب ترین ادعاهای ممکن هر روز از جوانب رسمی ترین منابع خبری منتشر می شود، در کشوری که بالاترین مقامات رسمی و مسوولش به سادگی آب خوردن دروغ های شاخ دار می گویند و در کشوری که هیچ خبری و از هیچ منبعی نمی تواند «کاملا موثق» قلمداد شود و بدون تکذیبیه باقی بماند، «دروغ پردازی» نه تنها «طنازی» نیست که بیشتر به پاشیدن نمک به زخمی مهلک شباهت دارد.


از همه اینها که بگذریم، همگی به خوبی می دانیم که اگر قرار باشد یک هسته مشترک برای حامیان کودتا و یک انگیزه مشترک اولیه برای مخالفان وضعیت موجود بیابیم به سادگی می توان به «دروغ گویی» بخش اول و خستگی گروه دوم از بی پایانی این دروغ پردازی ها اشاره کنیم. حال چرا باید در چنین شرایطی با چنین اقدامات نسنجیده ای صداقت فعالان جنبش سبز را مورد تردید قرار دهیم و دست کم این فرصت را برای دروغ پردازانی شبیه خبرگزاری فارس پدید آوریم که دیگران را نیز به کیش و منش خود متهم سازند؟


پی نوشت:

*این هم نمونه دیگری از مطالب طنز که برخی آن را جدی قلمداد کرده اند، با این تفاوت که از جانب یکی از حامیان دولت کودتا نوشته شده بود و خیلی زود به عذرخواهی انجامید.

** در این مورد باید اعتراف کنم من هم یادداشت خانم علی نژاد را تا انتها نخوانده بودم، اما به دلیل اعتماد کاملی که به صداقت ایشان داشتم، خبر را جدی فرض کرده و به عنوان یک مطلب کاملا موثق برای تعدادی از دوستانم روایت کردم.