۱۲/۰۱/۱۳۸۸

گالیله

تصمیم گرفته بودم که در این وبلاگ دیگر از تیاتر ننویسم، اما «گالیله» چیزی فراتر از یک اثر هنری بود. داریوش فرهنگ نزدیک به هفت ماه پس از انتشار اعترافات تلویزیونی بازداشت شدگان پس از انتخابات نمایشی را بر روی پرده برد که همان زمان نیز ورد زبان ها بود. اعترافات تلویزیونی متهمان به «انقلاب مخملی» در اولین برخورد هر ناظری را به یاد اعترافات گالیله در دادگاه تفتیش عقاید می انداخت. شاید موضوع چندان جدید نباشد، اما اجرای تاثیر گذار نمایش با بازی زیبای «امین تارخ» در نقش گالیله هر مخاطبی را بار دیگر به فضای تیره و سنگین بی دادگاه های فرمایشی می برد؛ گاه اشک را بر چهره ها روان می سازد و گاه نیز فریادهای شوق و تشویق های طولانی در میان اجرا را به دنبال می آورد.

برای من «گالیله» داریوش فرهنگ نشان دیگری بود که هنر و هنرمند چگونه می توانند در بزنگاه های تاریخی به کمک جامعه بشتابند؛ با مردم حرف بزنند؛ گره های ناگشودنی را باز کنند، برایشان تکرار کند: «بیچاره ملتی است که در انتظار قهرمان باشد» و در نهایت بار دیگر نهال امید را در قلب ها بکارند. اگر شما هم به مانند من پس از رویدادهای 22 بهمن در نوعی رکود و خمودگی فرو رفته اید نمایش این روزهای سالن اصلی تیاتر شهر را از دست ندهید.

پی نوشت: مجموعه ای از تصاویر نمایش را از اینجا ببینید.