۱۱/۱۵/۱۳۸۸

برای شیخ شجاع

منتظر دعوت میرحسین، کروبی و خاتمی برای شرکت در راهپیمایی 22 بهمن بودم. اما نامه سرگشاده کروبی را که خواندم دلم گرفت. دلم برای شیخ شجاع گرفت. کروبی پیش از این راهکارهای خود برای خروج از بحران را مطرح کرده بود؛ پس هیچ دلیلی نداشت که بار دیگر و این بار درست در نامه دعوت به شرکت در یک راهپیمایی، راهکارهار جدیدی مطرح کند. از هر نظر که نگاه می کنم پنج راهکار جدیدی که کروبی ارایه کرده، چه در لحن و چه در عمل تندتر از پیشنهادات گذشته او است. در توجیه چنین رفتاری تنها یک دلیل به ذهنم می رسد.


پس از آنکه خبرگزاری فارس از گفته های کروبی در مورد به رسمیت شناختن احمدی نژاد به عنوان رییس دولت سوءاستفاده کرد و جنجالی که می خواست را به راه انداخت، بسیاری دانسته و یا ندانسته در این دام ساده افتادند و به آنچه «عقب نشینی» و حتی «جا زدن» کروبی می نامیدند انتقاد کردند. چنین انتقاداتی برای کروبی بسیار گران آمد. حتی می توانم تصور کنم که نگران شده است نکند گروهی به او پشت گرم کرده اند و اکنون با چنین جو سازی هایی دلسرد شده اند. ارایه راهکارهای جدید از نگاه من تلاشی دوباره از سوی کروبی برای تاکید بر مواضع پیشینش بود. ای کاش می توانستم از نزدیک ببینمش تا برایش بگویم: «شیخ؛ شجاعت و صداقت شما مدت ها است که برای ما به اثبات رسیده؛ یاوه گویی های بی مایگان را فراموش کن؛ ما همیشه دوستت خواهیم داشت».