۱۱/۱۸/۱۳۸۸

ساده باورید آقای مطهری

آقای مطهری در نامه ای سرگشاده خطاب به مهندس موسوی اعلام کرده اند که جنبش سبز (از نگاه ایشان به رهبری آقایان موسوی و کروبی) دشمن مشترک کلیت ساختار حاکمه شده است، به نحوی که ترس از این دشمن مشترک امکان هرگونه بروز جدال های داخلی را از این جناح گرفته است. تا اینجای کار از نگاه من تحلیل آقای مطهری کاملا منطقی و واقع گرایانه است. شکاف در جریان حاکم از همان روز کودتا شکل گرفت و روز به روز هم عمیق تر شد. با این حال ترس از جایگزین (آلترناتیو) قدرتمندی نظیر جنبش سبز تا کنون همه این اختلافات را برای حاضرین در حاکمیت به دست فراموشی سپرده است. مطهری نه تنها به درستی، بلکه به طرز حیرت انگیزی با شفافیت و صراحت به چنین شکافی اشاره کرده است؛ اما هنگامی که کار وارد مرحله ارایه پیشنهاد می شود سخنان آقای مطهری ساده انگارانه و حتی کودکانه به نظر می رسد.


من نمی خواهم به این مسایل بپردازم که اساسا آیا امکان دارد موسوی حتی از پیشنهادات پنج گانه خود نیز چشم پوشی کند؟ و یا اینکه اگر موسوی و کروبی هم کوتاه بیایند آیا دلیل می شود که مردم هم کوتاه بیایند؟ این مسایل زیاد به آقای مطهری مربوط نمی شود. اما اینکه ایشان اینچنین با اطمینان اظهار نظر می کنند که اگر رهبری خیالش از موسوی و کروبی (بخوانید جنبش سبز) راحت شود به سراغ احمدی نژاد می رود به نظر من کمی ساده انگارانه است. گویا آقای مطهری هنوز هم نتوانسته اند باور کنند جمهوری اسلامی از حالت سنتی خود و جدال بین جریان راست و چپ خارج شده است. ایشان نمی خواهند باور کنند کودتای 22 خرداد رسما کشور را به دست نظامیان داده است و سپاه این ثروت بادآورده را به این سادگی ها به کسی پس نخواهد داد. مسئله کوتوله ای مانند احمدی نژاد نیست؛ مشکل بر سر ده ها و صدها میلیارد دلاری است که اکنون بدون هیچ نظارتی به دستان سپاه و سپاهیان افتاده است. حال اگر جنبش سبز با پشتوانه میلیونی خود نتواند وطن را از دستان این چکمه پوشان رها سازد، امثال مطهری و دیگر وکیل الدوله ها چه می خواهند انجام دهند؟