۱۱/۲۵/۱۳۸۸

جدال بر سر هیچ

سه روز از راهپیمایی 22 بهمن گذشته و همچنان بحث و جدل در مورد حواشی آن پایان نگرفته است. به هیچ وجه دلم نمی خواست در بند این حواشی باقی بمانم، اما برخی اظهارنظرهای عجیب و غریب در این چند روز در کنار نظر خواننده ای که بدون عنوان خواسته بود در مورد وضعیت راهپیمایان آن روز بیشتر صحبت کنم ناچارم ساخت که این چند خط را بنویسم.


پیش از این نوشته بودم که تخمین من از جمعیتی که من در 22 بهمن دیدم در حدود 2 میلیون نفر بود. خوش بین ترین هوادار جنبش سبز هم نمی تواند ادعا کند که در میان این جمعیت چیزی در حدود 100 هزار نفر هوادار سبز به صورت پنهانی راهپیمایی کرده باشند. اما حتی اگر چنین عدد اغراق آمیزی را هم بپذیریم باز هم در میان نزدیک به 2 میلیون نفر حامی ولایت عدد قابل توجهی نخواهد بود. تصاویر بسیاری در این مدت منتشر شده که سعی دارند نشان دهند در هنگام سخنرانی احمدی نژاد میدان آزادی کاملا پر نشده است. در مورد چنین اظهار نظرهایی نخست باید پرسید که چه کسی می تواند تضمین دهد که تصاویر هوایی منتشر شده دقیقا مربوط به زمان سخنرانی احمدی نژاد هستند؟ بر فرض هم که باشند (که من بعید نمی دانم) باز هم من نمی دانم چه برداشتی قرار است از خالی بودن بخش هایی از میدان آزادی در هنگام سخنرانی احمدی نژاد داشته باشیم؟


پیش از این با برخی از دوستان تخمین نسبتا قابل قبولی زده بودیم که میدان آزادی با چیزی حدود 300هزار نفر کاملا مملو از جمعیت خواهد شد. اگر کسی می خواهد استدلال کند که راهپیمایان 22 بهمن کمتر از این تعداد بوده اند که سخت در خواب غفلت به سر می برد. اما اگر از من دلیل خالی بودن احتمالی بخش هایی از میدان را بپرسند پاسخ من این است که بنابر مشاهدات من، در راهپیمایی آن روز کسی اصرار خاصی نداشت که موقع سخنرانی احمدی نژاد در میدان باشد. حتی از نیم تا یک ساعت پیش از سخنرانی محمود هم عده بسیار زیادی از راهپیمایان در حال حرکت در مسیر خلاف جهت بودند. یعنی یا از میدان آزادی به سمت میدان انقلاب حرکت می کردند و یا به سمت میدان آریاشهر.


حتی نکته جالب توجه برای شخص من این بود که علی رغم وجود انبوهی از نیروهای امنیتی با لباس های مبدل، اگر هوادارن جنبش سبز قصد داشتند پنهانی خود را به میدان آزادی برسانند قطعا موفق می شدند همان طور که من و عده دیگری از دوستانم موفق شدیم. این بدان معنا است که هیچ تدبیر خارق العاده ای برای به انحصار درآوردن میدان آزادی دیده نشده بود. با این حال تنها نکته ای که با گذشت این چند روز برای من هنوز حل نشده باقی مانده است، نبودن تصاویر احمدی نژاد در میان جمعیت راهپیمایان است. تا جایی که من دیدم و از دیگر دوستان هم شنیدم، هیچ کس تصویری از احمدی نژاد در دست راهپیمایان ندیده است و این موضوع را می توان از میان تصاویر منتشر شده از راهپیمایی هم دریافت. از این گذشته، اگر در راهپیمایی حاضر بودید متوجه می شدید که هیچ شعاری نیز در حمایت از وی سر داده نشد. (حتی در یادداشت قبلی نیز اشاره کردم که من در کل مسیر فقط یک بیلبورد علیه سران جنبش سبز دیدم) برداشت شخصی من فعلا این است که جمعیت حاضر نه برای حمایت از دولت کنونی، که تنها برای حمایت از اصل نظام به رهبری و ولایت آقای خامنه ای پا به میدان گذاشته بودند. حتی می توان انتظار داشت که بسیاری از همین جمعیت حاضر نیز دل خوشی از محمود نداشته اند کما اینکه در میان اصولگرایان معتدل هم می توان گرایش های مشابهی را مشاهده کرد.


به هر حال من گمان می کنم اگر قرار است تحلیل درستی از وقایع 22 بهمن داشته باشیم بهتر است به جای تلاش در مخدوش کردن واقعیت، تمامی ابعاد آن را بپذیریم. دروغ پردازی و اغراق در چنین مواردی عملی خلاف اخلاق است که از هوادارن جنبش سبز انتظار نمی رود. اگر قرار باشد در برابر آنان که راهپیمایان این روز را 50 میلیون نفر معرفی می کنند، ما نیز تلاش کنیم تا از سوی دیگر بام بیفتیم دیگر چه تفاوتی می توان میان دو سوی دعوا پیدا کرد؟